منو اصلی
جستجو
|
فتح خرمشهر ثمره تفکر خلاق فرماندهی جنگ بود
آزاد سازی خرمشهر آنچنان مهم بود که پیر جماران در ترسیم عظمتش، آن را کار خدای منعال دانست. در گذر روزها و ماه ها و سال ها هرچه از یاد نسل های اول و دوم انقلاب رفته باشد، این برگ از تاریخ اما در برابر چشمان ایشان است. نسل های سوم و چهارم انقلاب اما باید بدانند که چه حماسه ها آفریدند فرزندان ایران در دفاع مقدس و چه غوغاها به پا کردند در برابر آن فرومایگان که به هوای جولان در سرزمین پارسیان آمده بودند.
برگزاری كنگره ملي سرداران و شهداي خرمشهر
روزهاي اول تا سوم خرداد ماه نمايشگاه دائمي منطقه آزاد اروند ميزبان كنگره ملي سرداران و شهداي خرمشهر مي شود.
با «چریک» از خرمشهر دفاع کنید
بازی رایانهای «چریک» با موضوع مقاومت یک رزمنده در خرمشهر در روزهای نخست جنگ تحمیلی تا یک ماه دیگر روانه بازار میشود.
شاهدان خرمشهر (3) تصاویر
مهدی طحانیان، نوجوان سیزده ساله ای بود که در عملیات بیت المقدس در نوزده اردیبهشت 1361 به اسارت دشمن بعثی در آمد. مهدی همان نوجوانی است که یک سال پس از اسارت، در برابر درخواست خانم خبرنگاری بی حجاب برای مصاحبه، خطاب به او شعر زیر را خواند و شرط مصاحبه را محجبه شدن آن خبرنگار قرار داد و او مجبور شد تا حجاب خود را رعایت کند:
ای زن به تو از فاطمه این گونه خطاب است ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است
به گزارش «تابناک»، خاطرات مهدی طحانیان که پس از دوران اسارت ادامه تحصیل داد و لیسانس علوم سیاسی گرفت ـ که اکنون از وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بازنشسته شده ـ از روزهای اولیه اسارت و توصیف او از خرمشهر چند روز پیش از آزادی شنیدنی است. البته خاطرات مهدی به زودی از سوی انتشارات پیام آزادگان چاپ و منتشر خواهد شد، خاطراتی شنیدنی و گاه، بی نظیر که به مناسبت حماسه فتح خرمشهر گوشه هایی از آن را که با خبرنگار ما در میان گذاشته است، تقدیم حضور می کنیم:
شاهدان خرمشهر (2)
اخبار 15 (3 صفحه | در هر صفحه 5) |
ورود
نوا
در حال حاضر مشکلی در اجرای پلیر وجود دارد.
نظرسنجی
تبلیغات- تبادل بنر
|




دوشنبه، 1 خرداد، 1391
0
mojahedat
مادرش این گونه روایت می کند که: پنج ساله بود که از دزفول به خرمشهر آمدیم. در شش سالگی هر روز با بلم از کوت شیخ به این طرف شهر میآمد و به مدرسه طیبه میرفت. همیشه دوست داشت چادرش را بپوشد و کنارم به نماز بایستد. هرچه از قرآن و دین بلد بودم، به او یاد میدادم. او علاقه زیادی داشت که سورههای کوچک قرآن را یاد بگیرد. تأثیر همین آموزههای دینی بود که در عمر کوتاهش تلاش مینمود با کسانی که تهیدست بودند، رابطه نزدیکتری برقرار کند. در هنگام عصبانیت و هنگامی که برایم مشکلی پیش میآمد، این شهناز بود که مرا آرام میکرد و میگفت: باید صبر داشته باشیم.
38.107.179.239
آمار کاربران:
امروز: 1
ديروز: 1
اين ماه: 8
امسال: 30
مجموع کاربران: 367
کاربران جديد
38.107.0.0
ساعت سرور: