جستجو



جستجوي سايت
جستجو در وب

خاطره رحیمیان از مکاشفه یک پدر شهید


اخبار گوناگون دفاع مقدس شنبه، 11 دي، 1389 688mojahedat


رحیمیان با نقل یک خاطره از مکاشفه یک پدر شهید در 18 تیر 78گفت: در این مکاشفه ائمه از مرحوم آیت الله فاضل درخواست کرده بودند که به کمک رهبر انقلاب برود.

به گزارش خبرآنلاین حجت الاسلام رحیمیان نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید در پنجمین نشست ماهیانه سازمان بسیج جامعه پزشکی که در تالار ابن سینا دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی برگزار شد به بیان خاطره ای از یک پدر شهید در مورد رهبر انقلاب پرداخت و گفت: خاطره ای از یک پدر شهید شنیده بودم که از نزدیکان بیت مرحوم فاضل لنکرانی بود. همیشه دوست داشتم این خاطره را از زبان خود ایشان بشنوم. فاطمیه اول امسال به همین منظور راهی قم شدم .منزل مرحوم فاضل جلسه روضه بود. رفتم آنجا و از حاج آقا جواد فاضل فرزند مرحوم فاضل سراغ آن پدر شهید را گرفتم.ایشان آدرسی به من داد و گفت ضمنا یکی از نکاتی که این پدر شهید خواب دیده و بیان کرده محقق شده است.(که در ادامه بیان می کنم).

وی ادامه داد: مشخص شد که این پدر شهید خادم بازنشسته حرم حضرت معصومه (س) است. بنابراین حرم رفتم و بعد از اقامه نماز مغرب و عشاء آدرس دقیق تری از یکی از خدام گرفتم و راهی منزل این پدر شهید شدم. هنگامی که در را زدیم سریعا باز کردند؛گویا منتظر ما بودند. من از پشت پرده گفتم من فلان کس هستم. گفتند بفرمایید منتظر شما بودیم. ابتدا فکر کردم شاید منتظر فرد دیگری بودند و اشتباها در را به این سرعت به روی ما باز کردند ولی معلوم شد که خیر این طور نبود. بالاخره خدمت این پدر شهید رسیدیم که تازه از بیمارستان و عمل جراحی فارغ شده بودند و فکر کرده بودند که ما برای عیادت ایشان آمده ایم.

هفت خاطره به مناسبت هفته‌ دفاع مقدس


تقویم ایام تقویم دفاع چهارشنبه، 31 شهريور، 1389 682mojahedat


در دوران دفاع مقدس، همه قومیت‌های ایرانی حضور داشتند و از نظام و سرزمین خود دفاع کردند. در میان رزمندگان از هر صنفی حضور داشت؛ سپاهی، ارتشی، دانشگاهی، دانش‌آموز، کارمند، کارگر و بازاری. همه اقشار از هر قومیتی دفاع از کشور را وظیفه خود می‌دانستند و فارغ از مرزبندی‌های ظاهری در رفع خطر از این سرزمین کهنسال، جانانه جنگیدند؛ عده‌ای به شهادت رسیدند و به عزت ابدی دست یافتند، عده‌ای سلامت جسمی خود را به مخاطره‌ انداختند و هنوز هم آثار جراحت را بر بدن خود دارند و زجر می‌کشند، عده‌ای هم مظلومانه به دست دشمن نابکار گرفتار شدند و با پیکرهای مجروح تن به قضای اسارت دادند. جمع کثیری هم از زن و مرد و پیر و جوان شبانه‌روز در پشت جبهه، رزمندگان را یاری کردند.

به گزارش «تابناک»، در اردوگاه‌های رژیم صدام، همه قومیت‌ها و اقشار حضور داشتند. به طوری که می‌شود گفت در هر اردوگاه، یک ایران کوچک شده به چشم می‌خورد. وحدت و انسجام اسرای ایرانی که در میان آن‌ها، شماری از هموطنان مسیحی، زرتشتی و کلیمی به چشم می‌خوردند به گونه‌ای بود که گاهی اعضای کمیته بین‌المللی صلیب‌سرخ می‌گفتند «شما در عراق یک جمهوری اسلامی دیگر تشکیل داده‌اید و اگر پرچم ایران را بر فراز اردوگاه به اهتزاز درآورید این حکومت به طور کامل موجودیت پیدا می‌کند.»

لذت جنگیدن با دشمن...


دفاع مقدس سه شنبه، 22 تير، 1389 438mojahedat


مجموعه سه جلدی «پاره‌هایی از آنچه اتفاق افتاد»، شامل منتخب خاطرات فرماندهان و نظامیان عراقی با انتخاب مرتضی سرهنگی است. این خاطرات از حدود 65 عنوان کتاب انتخاب و در این مجموعه آورده شده است.

به گزارش "تابناک" در این مجموعه سه جلدی، به تناسب هر خاطره شرحی نوشته‌ شده و منبع آن مشخص شده‌ تا خواننده این خاطرات، از کتاب، راوی و اتفاق‌هایی که قبل و بعد از این خاطره می‌افتند، مطلع شوند؛ همچنین برای هر خاطره هم عنوانی انتخاب شده و تصویر بعضی از فرماندهان عراقی هم آورده شده است.

این خاطرات از متن کتاب‌های نظامیان عراقی، بیرون آمده‌اند و به لحاظ روایت داستان، ساختار محکمی دارند. همچنین خاطرات این کتاب دارای پیکره‌ای مستقل هستند و از شباهت بسیاری به داستان کوتاه و نمایشنامه برخوردارند و مشکل می‌توان پایان آن‌ها را پیش‌بینی کرد.

نظر مقام معظم رهبری درباره یک کتاب جالب دفاع مقدس


دفاع مقدس شنبه، 28 فروردين، 1389 583mojahedat


کتاب، درباره رزمندگان نوجوانی است که قصد دارند در جاده‌‌ فاو - ام‌القصر عملیاتی انجام دهند. آنها به مدت 2 ماه در چادری زندگی می‌کنند و حوادث زیادی را از سر می‌گذرانند...14 نفر از اعضای این گردان در شب عملیات و 4 نفر از آن‌ها تا پایان جنگ تحمیلی به شهادت می‌رسند اما...

به گزارش خبرآنلاین، کتاب «دسته‌ یک» که نخستین بار در سال 1386 منتشر شد، به فاصله کمتر از دو سال به چاپ دهم رسیده است و چاپ دهم این اثر ارزشمند در نمایشگاه کتاب تهران عرضه می شود.

کتاب «دسته‌ یک» نوشته‌ای پژوهشی از «اصغر کاظمی» درباره رزمندگان نوجوانی است که قصد دارند در جاده‌‌ فاو - ام‌القصر عملیاتی انجام بدهند. رزمندگان این گردان به مدت 2 ماه در چادری زندگی می‌کنند و حوادث زیادی را از سر می‌گذرانند.

خداوند به من فرشته داده بود و من قدرش را ندانستم


دفاع مقدس سه شنبه، 17 فروردين، 1389 322mojahedat


خبرگزاری فارس: مادر شهید علی صیاد شیرازی در وصف فرزندش می گوید:با این که پسر سومم (جعفر) خیلی خوب است، ولی علی نمی‌شود. خداوند به من فرشته داده بود و من قدرش را ندانستم.

از مهم‌ترین خصوصیات علی محبت زیاد و درک بالایش بود. وقتی‌ بچه‌ دومم‌ را باردار بودم (برادر شهید که‌ 3 سال‌ از او کوچک‌تر است)، باز به‌ او محبت‌ خاصی‌ داشتم. وقتی‌ که‌ این‌ بچه‌ به‌ دنیا آمد، علی دیگر روی‌ زانویم‌ نمی‌نشست‌. وقتی‌ به‌ او می‌گفتم: "چرا از روی‌ زانویم‌ بلند می‌شوی‌؟ " با همان لحن کودکانه‌اش به من می‌فهماند که نوزاد خیلی کوچک است و باید به او توجه بیشتری بکنم. با آن سن‌ کم، شعور بالایی‌ داشت‌ و مثل‌ آدم بزرگ‌‌ها رفتار می‌کرد و رفتارهای‌ بزرگ‌منشانه‌ از او سر می‌زد. به قدری مهربان‌ و دوست‌ داشتنی‌ و مظلوم‌ بود که‌ دایم‌ نگرانش‌ می‌شدم و‌ دلم‌ برایش‌ تنگ‌ می‌شد. برخی‌ اوقات‌ که‌ به‌ مدرسه‌ می‌رفت‌، دنبالش‌ می‌رفتم‌ و از دور نگاهش‌ می‌کردم‌ تا دلم‌ آرام‌ بگیرد. همیشه در مدرسه یا کوچه، در یک‌ گوشه‌ای‌ ساکت‌ و آرام‌ می‌ایستاد و هیچ‌ حرفی ‌نمی‌زد، ولی‌ در اطراف‌ او بچه‌های ‌مدرسه‌ از شیطنت‌ سر از پا نمی‌شناختند.
 

ورود
مهمان
38.107.179.236
نام کاربری:

رمز عبور:

کد امنیتی
کد امنیتی

آمار کاربران:
امروز: 1
ديروز: 1
اين ماه: 8
امسال: 30
مجموع کاربران: 367
کاربران جديد
کاربران حاضر در سايت:
  کاربران: 1

  مهمانان: 1
38.107.0.0

  مجموع کاربران حاضر: 2
ساعت سرور:
May 22, 2012
01:11 pm IRDT
نوا
در حال حاضر مشکلی در اجرای پلیر وجود دارد.
نظرسنجی
گرامیداشت یاد شهدا را در کشور چگونه میبینید؟





نتایج

تبلیغات- تبادل بنر