جستجو



جستجوي سايت
جستجو در وب

شفای یک جانباز در جمکران


بدون موضوعدوشنبه، 14 تير، 1389 373f_takhribchi


آغاز بازگشت آزادگانبچه‌ی‌ بابل‌ بود. با همان‌ طروات‌ و صفای‌ شالیزارهای شمال. در عملیات ‌والفجر مقدماتی‌ ـ زمستان‌ سال‌ 61 در فکه‌ ـ اسیر شده‌ بود. سیزده‌ چهارده‌ سال‌ بیشتر نداشت‌. گلوله‌ای‌ شکمش‌ را دریده‌ بود. طی‌ سه‌ سالی‌ که‌ اسیر دست‌ نوادگان‌ یزید بود، دکترهای‌ بی‌ وجدان‌ بعثی‌، هیچ‌ اقدامی‌ برای‌ خارج‌ کردن‌ گلوله‌ از بدنش‌ انجام‌ نداده‌ بودند. گلوله‌ در شکمش‌ جا خوش‌ کرده‌ بود. پاهایش‌ از کار افتاده‌ و فلج‌ شده‌ بودند. عفونت‌ هم‌ برای‌ خودش‌ پیش‌ می‌رفت‌. سرانجام‌ عراقی ها لطف‌ کردند! و او را با اسرای‌ خودشان‌ تبادل‌ کردند و تحویل ‌دادند.
 

اوایل‌ سال‌ 64 بود. اولین‌ بار او را در بیمارستان‌ شفا ـ خیابان‌ مجاهدین‌اسلام‌، تهران‌ ـ دیدم‌. داخل‌ اتاقی‌ که‌ پنج‌ اسیر آزاد شده‌ی مجروح‌ دیگر هم ‌بودند. بهانه‌ی‌ حضور من‌ "حسین‌ معظمی‌ نژاد" بود. از بچه‌های‌ با صفای ‌شوشتر که‌ حالا با نخاعی‌ قطع‌ شده،‌ از اسارت‌ برگشته‌ بود همان جا با "علی‌ابوالفضلی‌" آشنا شدم‌.

ورود
مهمان
38.107.179.240
نام کاربری:

رمز عبور:

کد امنیتی
کد امنیتی

آمار کاربران:
امروز: 1
ديروز: 1
اين ماه: 8
امسال: 30
مجموع کاربران: 367
کاربران جديد
کاربران حاضر در سايت:
  کاربران: 1

  مهمانان: 1
38.107.0.0

  مجموع کاربران حاضر: 2
ساعت سرور:
May 22, 2012
01:06 pm IRDT
نوا
در حال حاضر مشکلی در اجرای پلیر وجود دارد.
نظرسنجی
گرامیداشت یاد شهدا را در کشور چگونه میبینید؟





نتایج

تبلیغات- تبادل بنر