جستجو



جستجوي سايت
جستجو در وب

پرستار یکی از اهالی بهشت شده ام...


اخبار گوناگون چهارشنبه، 27 ارديبهشت، 1391 0MOJAHEDAT


وقتی قرار بر نوشتن است از اسطوره و الگو و نمونه گاهی قلم هم واهمه دارد از سقوط در عمق شعارزدگی و استیصال؛ ولی اینجا باید نوشت تا همه به احترام یک زن قیام کنند، زنی که برای خودش اسطوره ای شده است.

به گزارش خبرنگار مهر از خرم آباد، برای رفتن تا منزل جانبازی که عنوان «جانباز 100 درصد» را یدک می کشد باید با پای دل رفت، پایی که سکوت نمی شناسد و بی محابا می رود تا بداند و بگوید. شاید هفته و روز زن بهانه بود برای گفتن از احساسی که در عمق جان یک زن رخنه کرده است، احساسی که بی اندازه دوستش دارد و همین احساس هزاران علامت سوال را در ذهنمان کاشته است.

با پای دل می رویم و مهمان صاحبخانه ای می شویم که رد عبور فرشتگان را می شود در خانه اش پیدا کرد. قدم که می گذاریم احساس عجیبی به ما می گوید که اینجا حس غریبی دارد! حسی به اندازه همین جمله گنگ و مبهم.

مسن‌ترین جانباز کشور درگذشت


اخبار گوناگون دفاع مقدس دوشنبه، 29 اسفند، 1390 0mojahedat


مسن‌ترین جانباز کشور در سن 118 سالگی در شهرستان منوجان درگذشت.

به گزارش خبرگزاری فارس از جنوب کرمان، حسین محمودی مسن‌ترین جانباز دوران دفاع مقدس در سن 118 سالگی در شهرستان منوجان درگذشت.

محمدرضا حسنی‌سعدی مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان کرمان امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در منوجان اظهار کرد: جانباز حسین محمودی در سن 118 سالگی در روستای کندر منوجان دار فانی را وداع گفت.

وی با بیان اینکه مرحوم حسین محمودی 45 درصد جانبازی را در کارنامه درخشان خود داشت، افزود: پای این جانباز دوران دفاع مقدس در جریان جنگ تحمیلی قطع شده بود.

حسنی‌سعدی تصریح کرد: این مرحوم ضمن اینکه خودش جانباز بود، پدر جانباز نیز بوده است.

يك فرمانده دفاع مقدس آسماني شد


اخبار گوناگون دفاع مقدس چهارشنبه، 3 اسفند، 1390 0mojahedat


سرهنگ پياده «ابراهيم مهران‌راد» از جانبازان فداكار و فرماندهان ارتش در دوران هشت سال دفاع‌مقدس دار فاني را وداع گفت.

به گزارش ايسنا سرهنگ «ابراهيم مهران‌راد» يكي از فرماندهان لشكر 81 زرهي نيروي زميني ارتش مستقر در كرمانشاه بود كه در مناطق عملياتي جبهه‌هاي نبرد حق عليه باطل دچار عارضه شيميايي شده بود و بالاخره ‌پس از سال‌ها تحمل رنج و مشقت،امروز(چهارشنبه) به درجه رفيع شهادت نائل آمد.

مراسم تشييع پيكر اين شهيد، فردا (پنجشنبه چهارم اسفندماه) صبح از مقابل ستاد فرماندهي نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران به سمت گلزار شهداي بهشت زهرا(س) برگزار خواهد شد.

معافیت داماد جانبازان قطع نخاعی از سربازی


اخبار گوناگون سه شنبه، 25 بهمن، 1390 0mojahedat


رئیس سازمان وظیفه عمومی ناجا گفت: طبق مقررات جدید ایثارگران داماد یا یکی از اقوام درجه یک جانبازان قطع نخاعی فاقد فرزند ذکور سالم بعنوان همیار از خدمت دوره ضرورت معاف شود.

به گزارش خبرگزاری مهر، سردار سید حمید صدرالسادات افزود: حسب فرمان مقام معظم فرماندهی کل قوا مقرر شد داماد (همسر فرزند) یا یکی از اقوام درجه یک جانبازان قطع نخاعی فاقد فرزند ذکور سالم، با تائید بنیاد شهید و امور ایثارگران و با انتخاب و معرفی جانباز بعنوان همیار از انجام خدمت دوره ضرورت معاف شود.

وی ادامه داد: امتیاز مذکور برای جانبازان قطع نخاعی یا جانبازانی که در دوران پس از جانبازی به دلیل سانحه یا بیماری قطع نخاع شده و در حال حاضر مبتلا به عارضه مذکور هستند در نظر گرفته شده است و همچنین این امتیاز شامل داماد ،برادر جانباز ،برادر همسر و یا فرزند همسر که از همسر قبلی او بوده است می شود.

خاطره يك جانباز از شش ساعت شهادت


دفاع مقدس خاطرات چهارشنبه، 7 دي، 1390 0mojahedat


يكي از جانبازان قطع نخاعي دوران دفاع‌مقدس در خاطره‌اي ماجراي مجروحيت و زنده ماندنش مي‌گويد.

سردار غلامحسين صفايي در گفت‌وگو با ايسنا مي‌گويد: در سال 1360 براي اولين بار به جبهه اعزام شدم و در «عمليات طريق‌القدس» در «تپه‌هاي الله‌اکبر» شهر «بستان» مسئول خط بودم. در اول شب که وارد خط شديم و خط مقدم دشمن را تصرف کرديم، همان اول خط، تير به پايم اصابت كرد و مجروح شدم و از نيروها عقب ماندم. نيروها رفتند و من تنها ماندم. براي اينكه حركت كنم تا حدودي جلوي خونريزي پايم را گرفتم و با همين مجروحيت عمليات را ادامه دادم. آخر عمليات با يکي از دوستانم رفتيم و به جايي رسيديم که عراقي‌ها سنگرهاي محکمي ساخته بودند و از داخل آن سنگرها به نيروهاي ما تيراندازي مي‌كردند.

من و دوستم هر کدام از يک طرف به سمت سنگر عراقي‌ها حمله و آن را تسخير کرديم. نيروهاي دشمن تسليم شدند. در همان نزديکي ديدم دوستم روي زمين افتاده است. او را برگردانم و ديدم شهيد شده است. بوسيدمش و چفيه‌ام را بر رويش انداختم و با او خداحافظي کردم. در کنار دوستم بودم که درد پايم را احساس ‌کردم. غروب بود و نزديک اذان مغرب. گفتند با خودرو حمل مجروحان بروم.


اخبار 17 (4 صفحه | در هر صفحه 5)

ورود
مهمان
38.107.179.237
نام کاربری:

رمز عبور:

کد امنیتی
کد امنیتی

آمار کاربران:
امروز: 1
ديروز: 1
اين ماه: 8
امسال: 30
مجموع کاربران: 367
کاربران جديد
کاربران حاضر در سايت:
  کاربران: 1

  مهمانان: 1
38.107.0.0

  مجموع کاربران حاضر: 2
ساعت سرور:
May 22, 2012
01:05 pm IRDT
نوا
در حال حاضر مشکلی در اجرای پلیر وجود دارد.
نظرسنجی
گرامیداشت یاد شهدا را در کشور چگونه میبینید؟





نتایج

تبلیغات- تبادل بنر