![]() |
آخرين فيلم
هواپیمای رادار گریز RQ-170
اللهم الرزقنا الشهادةفي سبيلك
شما نيز مي توانيد در راستاي هدف والاي نشر فرهنگ و معارف دفاع مقدس از راههاي زير ياري رسانيد :
شما از طريق اين صفحه ميتوانيد به راحتي با ما در تماس باشيد
ما دست شما را براي هرچه پربارتر نمودن اين پايگاه ميفشاريم.|
منو اصلی
جستجو
صفحات
|
![]() شیخ راغب حرب به منظور خاموش کردن فریادهای آزادی خواهانه مردم جنوب ابتدا او را بازداشت کردند. اما مردم جنوب تظاهرات و اعتصابات گستردهای به راه انداختند. اسرائیلیها احساس کردند اگر اسارت شیخ راغب حرب ادامه پیدا کند، امکان دارد به یک قیام همگانی تبدیل شود. گفت و گو با پژوهشگران و تحلیلگران مسایل راهبردی خاورمیانه درباره ابعاد مبارزات خستگی ناپذیر بسیاری از شخصیتهای سیاسی و رهبران جنبشهای آزادیبخش ملی و اسلامی که نقش ارزندهای در سازندگی و شکلدهی جوامع انسانی دارند، رنگ و طعم خاصی دارد. به ویژه اینکه این تحلیلگران در مناطق بحرانی زندگی میکنند و از اوضاع و تحولات این مناطق شناخت کافی دارند. دکتر مسعود اسد اللهی یکی از این تحلیلگران است که در گفت و گو با شاهد یاران دستاوردهای مجاهدتهای شیخ الشهدای مقاومت اسلامی لبنان شیخ راغب حرب را بازگو کرده است.
پرسش نخست را از چگونگی آغاز مبارزات شهید شیخ راغب حرب در جنوب لبنان آغاز میکنیم... در خصوص شهید شیخ راغب حرب میتوان گفت که او یکی از روحانیون شجاع و مبارز جنوب لبنان و از روحانیون سرشناس روستای جبشیت در شهرستان نبطیه بود. زمانی که اسرائیل در سال 1982 به جنوب لبنان حمله کرد، ایشان در کنفرانس مستضعفان که در نیمه شعبان سال 1360 در تهران برگزار گردید حضور داشت. شیخ راغب حرب پس از پایان این کنفرانس بیدرنگ به لبنان بازگشت و خود را به منطقه جنوب که در اشغال اسرائیلیها قرار داشت رساند، و از همان روز مبارزه و پیکار بر ضد اسرائیل را آغاز کرد. شهید راغب حرب برای آغاز مبارزه و پیکار با صهیونیستهای اشغالگر، ابتدا با یک مشکل عمده مواجه شد. این مشکل عمده از این قرار است که شیعیان جنوب لبنان به علت رفتار نامطلوب و ناپسند برخی گروههای مسلح فلسطینی، در مدت حضورشان در جنوب لبنان، با دید منفی به این گروهها نگاه میکردند، و زمانی که ارتش اسرائیل به جنوب لبنان حمله کرد و آن را به اشغال درآورد، مردم احساس خرسندی کردند. احساس کردند از شر گروههای مسلح و شبه نظامیان فلسطینی راحت شدهاند. در چنین شرایطی لازم بود یک کار فرهنگی گستردهای صورت گیرد تا مردم نسبت به خطر دراز مدت اشغالگران صهیونیست آگاه شوند. لازم بود این ذهنیت در افکار شیعیان جنوب القا شود که اسرائیلیها بدتر از گروههای مسلح فلسطینی هستند. میبایست به آنها فهمانده میشد که اسرائیلیها به کمک شیعیان نیامدهاند. گسترش این آگاهی به تلاش و زمان نیاز داشت. اولین تلاش شیخ راغب حرب این بود که مردم را نسبت به خطر اسرائیلیها آگاه کند. تلاش کرد این آگاهی را به مردم لبنان منتقل کند که اسرائیل همانگونه که امام موسی صدر گفته است "شر مطلق است " و هیچ انتظار کار خیری از او نیست. بنابراین با محافل مذهبی و اجتماعی و فرهنگی جنوب لبنان ارتباطات گسترده برقرار کرد و در مناسبات گوناگون به ایراد سخنرانی پرداخت. همه این تلاشها از چشم اسرائیلیها پنهان نبود. انگیزه مهاجرت شیخ راغب حرب به نجف اشرف چه بوده است؟ به نظر میرسد عوامل محرک مهاجرت شیخ راغب حرب به حوزه علمیه نجف متعدد باشند، ولی تنها انگیزه او فراگیری علوم دینی و فقهی بوده است. او تصمیم نداشت تحصیل را تا نهایت ادامه دهد و مجتهد شود، و به احتمال زیاد از کار و فعالیت مورد نظرش و نیز از خدمت به مردم و انجام امور آنها باز بماند. دوستانش و همکلاسی او نیز شور و شوق لازم را برای ادامه درس حوزه علمیه در او نیافتند. شیخ بیشتر به شرکت در گردهماییها و سمینارها و رسیدگی به امور مردم و هدایت و روشنگری جامعه بیش از تمایل به تحصیلات علمی گرایش داشت. به همین خاطر ضمن حضور در کلاس های درس، در میدان فعالیتهای سیاسی نیز حضور داشت. گویی دوست داشت مراحل درسی را سریعتر به پایان برساند تا ابزار کار مورد نظر خود را به دست آورد و برای کار و فعالیت به جبشیت باز گردد. گرایش شیخ به حضور در حوزه پیکار و فعالیتهای سیاسی و اجتماعی در نحوه زندگی و رفتار و برخورد با دوستانش کاملاً نمایان بود. او نه فقط با طلبههای لبنانی بلکه با طلاب عراقی نیز دوست شد ولی رابطه او با طلبههای ایرانی به علت مشکل ناآشنایی با زبان فارسی محدود بود. اما وقتی به فعالیتهای سیاسی امام خمینی (ره) شناخت پیدا کرد با آن همگام شد. در آن برهه امام به مناسبت جشنهای دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی مقالهای تحت عنوان تضادهای سیاسی بین اسلام و نظام پادشاهی منتشر کرد که یک نسخه آن به دست شیخ راغب حرب رسید. او پس از مطالعه این مقاله آن را برای برادرانش در روستای جبشیت فرستاد، تا آنان نیز با دیدگاههای امام آشنا شوند. شیخ سپس چند نسخه از کتاب حکومت اسلامی را به جبشیت فرستاد. البته اینها نشاندهنده میزان توجه شهید به پیوند علوم اسلامی با فعالیتهای سیاسی و اجتماعی است. شیخ در آن مرحله موضع خاصی به انقلاب اسلامی ایران نداشت. بیشتر طلبههای غیر ایرانی حوزه علمیه نجف شناختی از مبارزات امام خمینی نداشتند. امام را یک روحانی و مرجع تقلید میشناختند. مشکل زبان مانع ارتباط طلبههای عرب با برادران ایرانی میشد. ولی توجه شهید شیخ راغب حرب به سخنرانیهای امام خمینی که توسط بیت ایشان به زبان عربی ترجمه میشد، نشان دهنده دوراندیشی و رشنفکری و دیدگاههای اسلامی او بود. برخی از دوستانش از آشنایی و ارتباط شهید با برخی طلاب با گرایشهای روشنفکر مآبانه ابراز نگرانی میکردند، ولی با جرأت میکوشید دیدگاههای خود را به مخالفان بقبولاند و آنان نیز دیدگاههای او را درک نمایند. این روحیه خاص شهید که سعی داشت علم را با عمل آمیخته کند، در روابط ایشان با شهید صدر به خوبی نمایان شد. با وجودی که شهید حرب در اوائل دهه هفتم از قرن بیستم در سطحی نبود که بخواهد در محضر دروس عالی شهید صدر حضور یابد و آنها را درک کند ولی همه روزه به دفتر کار شهید صدر رفت و آمد می کرد که معمولاً آن شهید برای دیدار از مردم و پاسخ به پرسشهای آنان در آن حضور مییافت و مردم از همه جای عراق و حتی از خارج برای دریافت پاسخ به پرسششان به آنجا میآمدند. شیخ الشهدای مقاومت اسلامی لبنان در بیشتر روزهای هفته در دفتر شهید صدر مینشست تا با مسائل و مشکلات مردم آشنا شود. در آن وقت اکثر طلاب علوم دینی به اهمیت چنین مسئلهای یعنی آمیختگی میان علم و عمل و زندگی و حضور پی نبرده بودند. این طلبهها در چنین جاهایی حضور پیدا نمیکردند مگر در وقتهای محدود از هفته یا در مناسبتهای مختلف. اما شهید شیخ راغب در زمان اقامت در نجف تلاشهای خود را در راه خدمت به امور اسلامی جامعه لبنان معطوف داشت و با چند تن از دوستانش در شهر نبطیه در ارتباط بود و حضور او در نجف باعث نمیشد که این روابط تضعیف یا قطع شود. بلکه خود را بخش جدا ناپذیر از آنها میدانست و یکی از مهمترین کارهای او تهیه و جمعآوری کتب اسلامی و ارسال آنها به جبشیت به منظور ایجاد کتابخانه در آنجا بود. او این کتابها را در صندوقهای مخصوص میگذاشت و توسط زائران لبنانی به لبنان ارسال میکرد. آیا تلاشهای شهید شیخ راغب حرب خود جوش و ابتکار شخصی او بود یا با هماهنگی هستههای مقاومت صورت میپذیرفت؟ خیر... شیخ راغب حرب تنها نبود، او با هماهنگی و همفکری سایر فعالان و روحانیون مبارز لبنان مبارزه میکرد. به موازات این تلاشها، در بحث مقاومت نیز تأثیرگذار بود و در زمینه شکلگیری هستههای اولیه مقاومت اسلامی نقش فعال داشت. جوانان فعال و مستعد و فداکار جنوب را شناسایی و به منطقه بقاع اعزام میکرد تا به هستههای اولیه مقاومت بپیوندند. شیخ الشهدای مقاومت اسلامی در دو محور موازی عمل میکرد، یکی کار فرهنگی و دیگری کار جهادی بود. ولی نظامیان صهیونیست و مزدوران محلیشان تلاشهای شیخ راغب حرب را زیر نظر داشتند، و به منظور خاموش کردن فریادهای آزادی خواهانه مردم جنوب ابتدا او را در اسفند سال 1361 بازداشت کردند. اما مردم جنوب در واکنش به دستگیری این روحانی مبارز تظاهرات و اعتصابات گستردهای به راه انداختند. اسرائیلیها احساس کردند اگر اسارت شیخ راغب حرب ادامه پیدا کند، امکان دارد به یک قیام همگانی تبدیل شود، به همین دلیل چند ماه بعد ناچار شدند او را آزاد کنند. شیخ راغب حرب پس از آزادی نیز به مبارزات خستگی ناپذیر ادامه داد تا این که اسرائیلیها احساس کردند که وجود راغب حرب قابل تحمل نیست. اسرائیلیها که پیامدهای دستگیری شیخ راغب حرب را از قبل ملاحظه کرده بودند، سعی کردند او را در یک اقدام تروریستی توسط مزدوران محلیشان از صحنه حذف کنند، تا مردم واکنش تندی به اسرائیلیها نشان ندهند، بنابراین شیخ راغب حرب را در بهمن ماه 1362 به شهادت رساندند. شاید حضور ایشان به عنوان یک شخصیت در مقاومت اسلامی یک سال و شش ماه طول نکشید. اما شیخ راغب حرب در این 18 ماه در زمینه گسترش آگاهی شیعیان جنوب لبنان و تشکیل هستههای مقاومت بسیار تأثیرگذار بود. در زمان حمله اسرائیل به جنوب لبنان حزب الله وجود واقعی نداشت، اما برخی سازمانهای مردمی و تشکیلات سیاسی و شبه نظامی همچون جنبش امل در جنوب لبنان حضور داشتند، شیخ راغب با چه پشتوانهای مبارزه را آغاز کرد؟ آیا جنبش امل از او حمایت میکرد؟ شیخ راغب حرب از نظر سازمانی هیچ ارتباطی با جنبش امل نداشت. پیش از تشکیل حزب الله، چند گروه و تشکیلات کوچک در لبنان فعالیت میکردند. جنبش امل از بزرگترین تشکیلات منظم آن مرحله لبنان بود که توسط امام موسی صدر بنیانگذاری شده بود. در درجه دوم حزب الدعوه فعالیت داشت. این حزب در اصل توسط شهید آیت الله سید محمد باقر صدر در عراق تأسیس شده بود، و یک شاخه آن در لبنان فعالیت داشت. برخی شخصیتهای عمده لبنانی در آن عضویت داشتند. در کنار این دو جنبش، انجمنهای دانشجویان مسلمان حضور داشتند که به فعالیتهای سیاسی و فرهنگی میپرداختند. ارتباط تشکیلاتی با جنبش امل نداشتند. تنها ارتباطشان با انقلاب اسلامی ایران بود. به موازات جنبشهای یاد شده، کمیتههایی در مساجد و حسینیههای شهرهای شیعه نشین لبنان ایجاد شده بود که کمیتههای حمایت از انقلاب اسلامی نام داشت. این کمیتهها در دوران پیش از پیروزی انقلاب اسلامی تأسیس شده بود، تا از نظر تبلیغاتی و فرهنگی و مطبوعاتی از تظاهرات و اعتصابات مردم مسلمان ایران بر ضد رژیم شاه پشتیبانی به عمل آورند. آقای شیخ راغب حرب نیز در یکی از این کمیتهها فعالیت داشت. در حقیقت شیخ راغب حرب مستقل عمل میکرد و هیچ ارتباط سازمانی و تشکیلاتی با گروهها و جنبشهای شیعی لبنان نداشته و پس از پیروزی انقلاب، با مقامهای جمهوری اسلامی ایران ارتباط برقرار کرد و در راستای اهداف و رهنمودهای امام خمینی گام برداشت. او به صورت خودجوش و انفرادی در منطقه جنوب لبنان مبارزه میکرد. پیروزی انقلاب اسلامی باعث شد که شیخ راغب به جریان انقلاب اسلامی در کشورهای عربی وصل شود، و پس از تشکیل جنبش مقاومت اسلامی به حزب الله پیوست. روحانیون لبنان همچون سید محمد حسین فضل الله و شیخ محمد مهدی شمس الدین و یا مجلس اعلای شیعیان تا چه اندازه از مبارزات شیخ راغب حرب پشتیبانی می کردند؟ متأسفانه در آن زمان شیعیان لبنان دچار شکاف و دودستگی بودند. قبل از پیدایش حزب الله میان برخی روحانیون و علمای لبنان اختلاف وجود داشت. مرحوم شیخ محمد مهدی شمس الدین به عنوان نایب رئیس مجلس اعلای شیعیان لبنان، ارتباط خوبی با علامه سید محمد حسین فضل الله نداشت. شاید به این دلیل باشد که آقای فضل الله دیدگاههای فقهی اسلامی خاصی داشت. در اواخر دهه هفتم از قرن بیستم، صدام بدون این که متوجه باشد با اخراج طلبههای لبنانی از حوزه علمیه نجف اشرف، در واقع یک تأثیر بسزایی بر سیر تحولات سیاسی لبنان گذاشت. این طلبهها که میان آنها آقایان سید عباس موسوی، سید حسن نصرالله، شیخ صبحی طفیلی و دیگران حضور داشتند، از عراق اخراج شدند، و به کشورشان بازگشتند، شیخ راغب حرب نیز یکی از طلبههایی بود که از عراق اخراج شد. آقای شمس الدین به عنوان نایب رئیس مجلس اعلای شیعیان توان جذب این طلبههای اخراجی را نداشت. برخی از این افراد به مجموعه فضل الله پیوستند و برخیشان به عنوان روحانی مستقل و در ارتباط با انقلاب اسلامی ایران فعالیت کردند، که شیخ راغب حرب نیز از جمله آنان بود. این روحانیون مستقل هیچ ارتباطی با علامه فضل الله و شیخ شمس الدین نداشتند. پس از این که مقاومت اسلامی شکل گرفت، آقای فضل الله به شدت از مقاومت اسلامی پشتیبانی کرد. تا جایی که غربیها تا مدتها پیش گمان میکردند که آقای فضل الله رهبر معنوی حزب الله میباشد. این نشان میدهد که روابط علامه فضل الله با روحانیون مبارز و جنبش مقاومت بسیار نزدیک بود. آیا شیخ راغب حرب در هسته اولیه آن دسته از روحانیون که حزب الله را تشکیل دادند حضور داشت؟ خیر.. افراد آن هسته در منطقه بقاع مستقر بودند، و شیخ راغب حرب در جنوب لبنان فعالیت میکرد و امکان رفت و آمد به بقاع را نداشت. اصولاً، آن زمان ارتباط جنوب با بقاع بر اثر وجود اشغالگران صهیونیست به کلی قطع بود. بنابراین امکان حضور ایشان در شورای رهبری حزب الله وجود نداشت، ولی اگر بخواهیم از بنیانگذاران مقاومت نام ببریم، باید گفت که شهید شیخ راغب حرب یکی از بنیانگذاران هسته های اولیه مقاومت ضد صهیونیستی در جنوب لبنان بود. الگوهای فعالیت و مبارزات شیخ راغب پیش از تاسیس حزب الله کدام بودند؟ حوزه فعالیتهای شهید شیخ راغب حرب در شهرستان نبطیه بخشی از صحنه جهاد و فعالیت اسلامی در لبنان را تشکیل میداد. او سعی داشت همچون بسیاری از انقلابیون کشورهای جهان اسلام که شکل نوینی از پیکار اسلامی در آنها آغاز شده بوده فعالیتهای مبارزاتی خود را به شکل نوین تنظیم کند. به ویژه این که در دوران جوانی به موازات آغاز انقلاب اسلامی در ایران، نشانههای نهضت فراگیر در جهان اسلام نیز نمایان شده بود. در عراق در آغاز دهه ششم از قرن بیستم میلادی جنبش اسلامی تازه تأسیس شده بود. پرچمداران این مبارزه شخصیتهای علمی و فرهنگی همچون شهید آیت الله سید باقر صدر، شیخ اسد حیدر، شیخ مرتضی آل یاسین، شیخ محمد امین زین الدین، شیخ محمد مهدی شمس الدین، شیخ محمد رضا مظفر، سید محمد تقی حکیم و سید محمد حسین فضل الله بودند. این افراد خطر تهاجم فرهنگ و مدرنیسم غربی را شناخته و در برابر آن ایستادگی کردند. برخی به تشکیل حزب الدعوه اسلامی روی آوردند. این گروهها خواه در چارچوب سازمانی یا خارج از چارچوب تشکیلاتی نقش مهم و فعالی در زمینه گسترش فکر و پیکار اسلامی ایفا کردند. پیش از پیدایش حزب الله، یک سری عملیات مسلحانه ضد صهیونیستی در منطقه نبطیه روی داد، آیا شیخ راغب حرب در رهنمون سازی این عملیات نقش داشته است؟ به طور قطع شیخ راغب حرب حلقه ارتباطی میان مردم و هستههای مقاومت را تشکیل میداد. اگر فعالیتهای روشنگرانه و آگاهی بخش ایشان نبود، امکان نداشت چنین عملیات مسلحانهای انجام گیرد. راغب حرب نقش هماهنگ کننده میان جوانان مقاومت را ایفا کرد. اگر حضور محوری ایشان در منطقه نبطیه در جنوب لبنان در کار نبود، امکان نداشت هستههای مقاومت شکل گیرد و به رهبری اصلی مقاومت مستقر در بقاع وصل شود. علت این که عامل ترور شیخ راغب حرب تاکنون شناسایی و دستگیر نشده چیست؟ اصولاً ترورهایی که توسط اسرائیل انجام میشده به گونهای بوده که شما هیچ وقت نمیتوانستید عاملان ترور را شناسایی کنید. اسرائیلیها در طول تاریخشان هیچ وقت مسئولیت این ترورها را بر عهده نمیگیرند. مگر این که به صورت رسمی و آشکار وارد عمل شوند، و برای مردم مشخص شود که این ترور توسط اسرائیلی ها انجام گرفته است. هر گاه یک ترور به صورت بمب گذاری انجام شود، امکان دارد شما هیچ فردی را در صحنه ترور مشاهده نکنید. اگر هم تاکنون افرادی شناسایی و دستگیر شده اند، معمولاً از مزدوران و همکاران محلی اسرائیلیها هستند. نه فقط در جنایت ترور شیخ راغب حرب بلکه در بسیاری از عملیات تروریستی که توسط اسرائیلیها بر ضد حزب الله انجام شد، عاملان ترور شناسایی و دستگیر نشدهاند. شهادت سید عباس موسوی از این نظر با برخی اقدامات تروریستی اسرائیل متفاوت است که آن ها با هلی کوپتر و به طور مستقیم وارد عمل شدند، و این سید را ترور کردند. اسرائیلیها هرگز نمیتوانند منکر این اقدام تروریستی بشوند. اما در ترورهای بعدی مانند ترور شهید عماد مغنیه، شهید غالب الغالی، مانند ترور شهید علی حسین صالح و علی دیب معروف به ابو حسن سلامه و دیگران، اسرائیل تاکنون مسئولیت این ترورها را به عهده نگرفته است. به طور کل ترورهایی که مانند بمب گذاری انجام شده اسرائیلیها آنها را به عهده نمیگیرند. و اگر در جریان این ترورها کسی دستگیر شده باشد از مزدوران محلی بوده و اسرائیلیها منکر هر نوع ارتباط با آنها میشوند.
درجه 0/5 (0%) (0 رای)
|
قبل از ارسال نظر: