تقویم ایام
يکشنبه، 20 تير، 1389
951
f_takhribchi

حضرت امام خمینى(ره) می فرمودند: روز بعثت رسول اکرم(ص) در سرتاسر دهر - "مِنَ الازَلِ الَى الابَد " - روزى شریفتر از آن نیست، براى اینکه حادثهاى بزرگتر از این حادثه اتفاق نیفتاده است.
حضرت امام خمینى(ره) می فرمودند: روز بعثت رسول اکرم(ص) در سرتاسر دهر - "مِنَ الازَلِ الَى الابَد " - روزى شریفتر از آن نیست، براى اینکه حادثهاى بزرگتر از این حادثه اتفاق نیفتاده است.(1)
بزرگترین حادثه تاریخ؛ بعثت پیامبر(ص)
زمانها خودشان هیچ مزیتى (بر یکدیگر) ندارند. زمان یک موجود سارى متحرک است، متعیّن و هیچ فرق بین قطعهاى با قطعهاى دیگر نیست. شرافت زمانها یا نحوست زمانها به واسطه قضایایى است که در آنها واقع مىشود. اگر شرافت زمان به واسطه حادثهاى است که در آن زمان واقع مىشود، باید عرض کنم که روز بعثت رسول اکرم(ص) در سرتاسر دهر - "مِنَ الازَلِ الَى الابَد " - روزى شریفتر از آن نیست، براى اینکه حادثهاى بزرگتر از این حادثه اتفاق نیفتاده. حوادث بسیار بزرگ در دنیا اتفاق افتاده است؛ بعثت انبیاى بزرگ، انبیاى اولو العزم و بسیارى از حوادث بسیار بزرگ، لکن حادثهاى بزرگتر از بعثت رسول اکرم(ص) (اتفاق نیفتاده) است و تصور هم ندارد که بشود، زیرا بزرگتر از رسول اکرم(ص) در عالمِ وجود نیست غیر از ذات مقدس حق تعالى و حادثهاى بزرگتر از بعثت او هم نیست؛ بعثتى که بعثت "رسول ختمى " است و بزرگترین شخصیتهاى عالم امکان و بزرگترین قوانین الهى.(2)
انگیزه و غایت بعثت
غایت بعثت همان است که خداى تبارک و تعالى در سوره "جمعه " فرموده است: "هُوَ الَّذى بَعَثَ فِى الامِّیِّینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ و یُزَکِّیهِم وَ یُعلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَ الْحِکمَهَ وَ إِنْ کَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ ".
1. تلاوت قرآن بر بشر
خداى تبارک و تعالى آن خدایى است که مبعوث کرده است در بین شما از خود شما یک رسولى (و) یک فرستادهاى (را) و این فرستاده چند امر را از طرف خدا باید انجام بدهد: "یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ "؛ آیات خدا را بر مردم قرائت کند.
قرآن، آیات الهى است و انگیزه بعثت، آوردن این کتاب بزرگ است و تلاوت کردن این کتاب بزرگ و آیه عظیم الهى است. گرچه همه عالم، آیات حق تعالى هستند، لکن قرآن کریم فشرده از تمام خلقت و تمام چیزهایى (است) که در بعثت باید انجام بگیرد. قرآن کریم یک سفرهاى است که خداى تبارک و تعالى به وسیله پیغمبر اکرم(ص) در بین بشر گسترده است که تمام بشر از آن - هر یک به مقدار استعداد خودش - استفاده کند. این کتاب و این سفره گسترده در شرق و غرب و از زمان وحى تا قیامت، کتابى است که تمام بشر - عامى، عالم، فیلسوف، عارف، فقیه - همه از او استفاده مىکنند، یعنى کتابى است که در عین حال که نازل شده است از مرحله غیب به مرحله شهود و گسترده شده است پیش ما جمعیتى که در عالم طبیعت هستیم که (از او) بتوانیم استفاده بکنیم، در عین حال، مسائلى در او هست که همه مردم، عامى و عارف و عالم و غیر عالم، از او استفاده مىکنند و مسائلى در او هست که مختص به علماى بزرگ است، فلاسفه بزرگ است، عرفاى بزرگ است و انبیا و اولیاست.
انگیزه نزول این کتاب مقدس و انگیزه بعثت نبى اکرم(ص) براى این است که این کتاب در دسترس همه قرار بگیرد و همه از او به اندازه سعه وجودى و فکرى خودشان استفاده کنند. مع الأسف نتوانستیم و بشر نتوانسته است و علماى اسلام نتوانستهاند آن طورى که باید، از این کتاب مقدس استفاده کنند.
همگان باید افکار خودشان را به کار بیندازند و مغزهاى خودشان را متوجه کنند به این کتاب بزرگ، تا این کتاب بزرگ را به طورى که هست و به طورى که مىتوانیم، استفاده کنیم.(3)
2. تزکیه براى فهم در سایه تلاوت قرآن
"یُزَکّیهِم و یُعَلِّمُهُمُ الکِتابَ و الحِکمَهَ "، بعثت براى این است که مردم را تزکیه کند؛ مقدم بر تعلیم حکمت و تعلیم کتاب. سوره "جمعه "، سر بعثت رسول اکرم(ص) را ذ کر مىفرماید. سر بعثت رسول اکرم(ص) تزکیه امت است و تعلیم و تربیت امت؛ آن هم تعلیم تمام قشرهاى تعلیم که کتاب و حکمت، تمام قشرهاى تعلیمات را واجد است.(4)
"وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَه ". این (مطلب) شاید غایت این تلاوت (تلاوت قرآن براى بشر) باشد، (یعنى) تلاوت مىکند براى "تزکیه " و براى "تعلیم " و براى تعلیم همگانى؛ تعلیم همین کتاب و تعلیم حکمت که آن هم از همین کتاب است. پس انگیزه بعثت، نزول وحى است و نزول قرآن است و انگیزه تلاوتِ قرآن بر بشر این است که تزکیه پیدا بکنند و نفوس مصفا بشوند از این ظلماتى که در آنها موجود است تا اینکه بعد از اینکه مصفا شدند، ارواح و اذهان آنها، قابل این بشود که کتاب و حکمت را بفهمند.
انگیزه، تزکیه است براى فهم کتاب و حکمت. هر نفسى نمىتواند این نورى را که از غیب متجلى شده است و متنزل شده است و به شهادت رسیده است، ادراک کند. تا تزکیه نباشد، تعلیم کتاب و حکمت میسور نیست.(5)
3. تعلیم کتاب و حکمت بعد از تزکیه
نفوس باید از همه آلودگیها تزکیه بشود که بزرگترین آلودگى عبارت است از آلودگى نفس انسان و هواهاى نفسانیه که دارد. مادامى که انسان در حجاب خود هست، نمىتواند این قرآن را که نور است، ادراک (کند)، گمان (مىکند) که (مىتواند)، لکن (نمىتواند). تا انسان از حجاب بسیار ظلمانى خود خارج نشود، تا گرفتار هواهاى نفسانى است، تا گرفتار خودبینىها است، تا گرفتار چیزهایى است که در باطن نفس خود ایجاد کرده است؛ از ظلماتى که بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ است، لیاقت پیدا نمىکند که این نور الهى در قلب او منعکس بشود. کسانى که بخواهند قرآن را بفهمند و محتواى قرآن را - نه صورت نازل کوچکش را - محتواى قرآن را بفهمند و طورى باشد که هر چه قرائت کنند، بالا بروند و هر چه قرائت کنند، به مبدأ نور و مبدأ اعلى نزدیک شوند، این نمىشود الّا اینکه حجابها برداشته بشود. پس یکى از انگیزهها این است که تعلیم بشود کتاب بعد از تزکیه و تعلیم بشود حکمت بعد از تزکیه.(6)
4. نجات از طغیانگرى
اول آیهاى که به رسول اکرم(ص)، به حسب روایات و تواریخ وارد شده است، آیه "اقرَأ بِاسْمِ رَبِّکَ " است. این آیه اولین آیهاى است که به حسب نقل، جبرئیل بر رسول اکرم(ص) خوانده است و از اول به "قرائت " و به تعلم دعوت شده است. این سوره، اولین مورد وحى (است) و در اولین نزول وحى، در این سوره وارد شده است که "کَلَّا إِنَّ الْانْسَانَ لَیَطْغى، أَن رَآهُ اسْتَغْنَى ". معلوم مىشود که طغیان و طاغوتبودن، از امورى است که در رأس امور است و براى طاغوتزدایى باید تعلیم "کتاب " و "حکمت " و تَعلّم "کتاب " و "حکمت " کرد و "تزکیه " کرد. انسان این طورى است، وضع روحى همه انسانها این طور است که تا یک استغنایى پیدا مىکند، طغیان مىکند. استغناى مالى پیدا مىکند، به حسب همان مقدار طغیان پیدا مىکند، استغناى علمى پیدا مىکند، به همان مقدار طغیان پیدا مىکند، مقام پیدا مىکند، به مقدارى که مقام پیدا کرده است، طغیان مىکند.
بدون تزکیه نفس، (انسانها هر چیزى را) که مربوط به دنیا است، پیدا بکنند، طغیانشان زیادتر خواهد شد. وبال این مال و این منال و این مقام و این جاه و این مسند، از چیزهایى است که موجب گرفتاریهاى انسان است در اینجا و بیشتر در آنجا. انگیزه بعثت این است که ما را از این طغیانها نجات دهد و ما خودمان را تزکیه کنیم، نفوس خودمان را مصفا کنیم و نفوس خودمان را از این ظلمات نجات بدهیم. اگر این توفیق براى همگان حاصل شد، دنیا یک نورى مىشود نظیر نور قرآن و جلوه نور حق. تمام اختلافاتى که بین بشر هست، اختلافاتى که بین سلاطین هست، اختلافاتى که بین قدرتمندان هست، ریشهاش همان طغیانى است که در نفس هست.
انگیزه بعثت این است که این نفوس سرکش را و این نفوس طاغى و یاغى را از آن سرکشى و از آن طغیان و از آن یاغىگرى کنترل کند و تزکیه کند نفوس را.(7)
5. اقامه عدل
آن چیزى که ما در روز مبعث باید به آن توجه بکنیم، این است که بعثت رسول خدا(ص) براى این است که راه رفع ظلم را به مردم بفهماند، راه اینکه مردم بتوانند با قدرتهاى بزرگ مقابله کنند (را) به مردم بفهماند. بعثت براى این است که اخلاق مردم را، نفوس مردم را، ارواح مردم را و اجسام مردم را، تمام اینها را از ظلمتها نجات بدهد، ظلمات را به کلى کنار بزند و به جاى او نور بنشاند، ظلمت جهل را کنار بزند و به جاى او نور علم بیاورد، ظلمت ظلم را به کنار بزند و به جاى او عدالت بگذارد، نور عدالت را به جاى او بگذارد و راه او را به ما فهمانده است، فهمانده است که تمام مردم، تمام مسلمین برادر هستند و باید با هم وحدت داشته باشند، تفرق نداشته باشند.(8)
از اول انبیا دو شغل داشتهاند؛ شغل معنوى که مردم را از اسارت نفس خارج کنند، از اسارت خودش خارج کنند - که شیطان بزرگ است - و (دوم اینکه) مردم و ضعفا را از گیر ستمگران نجات بدهند. این دو شغل، شغل انبیا است؛ یکى دعوت مردم به توحید و یکى نجات بیچارهها از تحت ستم. این دو شیوه را به عیان در قرآن و سنت (و) در عمل خود رسول اللَّه(ص) مىبینیم.
قرآن دعوت به معنویات (کرده)؛ تا حدى که بشر مىتواند به او برسد و فوق او (کرده) و بعد هم اقامه عدل. پیغمبر(ص) و سایر کسانى که لسان وحى بودند، این دو رویه را داشتند. خود پیغمبر(ص) هم عملش این طور بود، تا آن روزى که حکومت تشکیل نداده بود، معنویات را تقویت مىکرد. به مجرد اینکه توانست حکومت تشکیل بدهد، علاوه بر معنویات اقامه عدل کرد، حکومت تشکیل داد و این مستمندان را از زیر بار ستمگران - تا آن قدر که وقت اقتضا داشت - نجات داد. این سیره مستمره انبیا (است). ما اگر تابع اسلام هستیم و تابع انبیا هستیم، باید این دو امر را تقویت کنیم. حکومت اسلام باید اقامه عدل بکند، در عین حالى که معنویات را تصحیح مىکند و ترویج مىکند.(9)
6. بسط توحید
آنچه انبیا براى او مبعوث شده بودند و تمام کارهاى دیگر، مقدمه او است، بسط توحید و شناخت مردم از عالم است که چطور است، ارائه عالم به آن طورى که هست، نه به آن طورى که ما ادراک مىکنیم و دنبال این بودند که همه تهذیبها، تعلیمها و همه کوششها در این باشد که مردم را از این ظلمتکدههایى که همه عالم ظلمت است، نجات بدهند و به نور برسانند.(10)
7. اکمال مکارم اخلاق
باید مردم را آشنا کرد با آن چیزى که انبیا براى آن آمدند. همه انبیا براى مکارم اخلاق آمدند؛ "بُعِثْتُ لِاتَمِّمَ مَکارِمَ الْاخْلاقْ "، براى تقوا و آدمسازى آمدند.(11)
به موجب حدیث منقول از رسول اکرم(ص) - "بعثت لأتمّم مکارم الأخلاق " - غایت بعثت و نتیجه دعوت خاتمالانبیاء(ص) اکمال مکارم اخلاق است. در احادیث شریفه مجملا و مفصلا، به مکارم اخلاق بیش از هر چیز، بعد از معارف اهمیت دادند.
سرمایه حیات ابدى آخرت و رأس المال تعیش آن نشأه، حصول اخلاق کریمه و اتصاف به مکارم اخلاق است.
عن أبى عبد اللّه(ع) قال: "إنّ اللّه خصّ رسوله صلّى اللّه علیه و آله بمکارم الأخلاق، فامتحنوا أنفسکم. فإن کانت فیکم، فاحمدوا اللّه و ارغبوا إلیه فى الزّیاده منها. فذکرها عشره: الیقین و القناعه و الصّبر و الشّکر و الحلم و حسن الخلق و السّخاء و الغیره و الشّجاعه و المروّه؛ خداى تعالى رسول خود را به مکارم اخلاق اختصاص داد، پس امتحان کنید خود را. اگر این صفات در نفوس شما بود، حمد خدا کنید و به سوى خدا توجه کنید براى زیادت. پس ده تاى از آن صفات را ذ کر فرمود، چنانچه در روایت است.(12)
8. استقرار حکومت قرآنى
نهضتهایى که به وسیله انبیا و اولیا(ع) واقع شده است، قابل مطالعه است. ما که تابع مکتب انبیا(ع) هستیم، باید آن نهضتها را مطالعه کنیم و بفهمیم نهضت چه بوده است و براى چه بوده است؟ مقصد انبیا از نهضت چه بوده است؟ مقصد پیغمبر اسلام(ص) از نهضت اسلامى چه بوده است؟ مقصد ائمه ما(ع) چه بوده است. آیا فقط این بوده است که دست ستمکاران را کوتاه کنند؟ آیا دعوت انبیا(ع) فقط براى این بوده است که مزاحمینِ با مستضعفین را کنار بزنند و همین که بر آنها غلبه کردند و کار را به پیروزى و راندن آنها رساندند، کار تمام است؟ آیا مقصد انبیا این است که ظالم نباشد فقط یا مقصد بالاتر از این است؟
اگر مقصد بالاتر از این است، ما هم که تابع انبیا و تابع مکتب اسلام هستیم، باید به تبعیت از آن بزرگان دین و دنیا، مقصدمان همان مقاصد باشد. آیا راندن رژیم پهلوى و ابطال رژیم شاهنشاهى، تمام مقصد بود؟ آیا رفاه ملت و رسیدن ملت به چیزهاى مادى، آخر مقصد است؟ اگر مقصد همین شکست مستکبرین بود، ما به مقصد تقریباً رسیدیم و آنها را شکست دادهایم، لکن مقصد همین نیست. مقصد این است که کشور ما یک کشور اسلامى باشد، کشور ما در تحت رهبرى قرآن، تحت رهبرى پیغمبر اکرم(ص) و سایر اولیاى عظام اداره بشود.(13)
ضرورت و اهمیت تزکیه براى دولتمردان
تزکیه براى دولتمردان، براى سلاطین، براى رؤساى جمهور، براى دولتها و براى سردمداران، بیشتر لازم است تا براى مردم عادى. اگر افراد عادى تزکیه نشوند و طغیان پیدا کنند، یک طغیان بسیار محدود است. یک نفر در بازار یا یک نفر در روستا اگر طغیان بکند، ممکن است یک نقطه محدودى را به فساد بکشد، لکن اگر کسى که مردم او را پذیرفتهاند، طغیان (کرد)، این گاهى یک کشور را به فساد مىکشد و گاهى کشورها را به فساد مىکشد.
این طغیانها که موجب این است که کشورهایى به تباهى کشیده بشود، براى این است که تزکیه نشده است کسى که زمام امور به دستش است. شما مقایسه کنید صدام را با یک نفر آدم عادى، یک نفر آدم عادى هر چه طغیان بکند و هر چه فرعونیت داشته باشد، جز اینکه یک افراد معدودى را به تباهى بکشد یا خانواده خودش را به تباهى بکشد، کار دیگرى از او نمىآید، اما صدام را ببینید که طغیان کرده است و این طغیان موجب به فساد کشیدن یک مملکت، دو مملکت، بلکه منطقه ممکن است بشود. اگر رئیس جمهور آمریکا طغیان بکند، طغیان او کشورهاى بسیار(ى) را به فساد مىکشد. جنگهاى بزرگى که در دنیا واقع شد، مثل جنگ اول و جنگ دوم، براى همین بود که طغیان در آن طبقه بالا بود. آن طبقه بالا که مهذب نبودند، طغیان کردند و کشورهاى بزرگ را به فساد کشاندند.
کسانى که در یک مقامى هستند - چه مقامهاى پایین و چه مقامهاى بالا - اگر بخواهند مملکت اصلاح بشود، اگر بخواهند این کشور آرامش پیدا بکند، آنها باید آرامش را از بالا شروع کنند، نمىشود (که) از پایین آرامش حاصل بشود. آرامش آنها کشور را به آرامش مىکشد و اگر خداى نخواسته طغیان کنند، طغیان آنها کشور را به هلاکت مىکشاند. آنهایى که براى این کشور دلسوزند، آنهایى که براى اسلام دلسوزند، آنهایى که اسلام را نجاتدهنده همه بشر مىدانند، باید به تعلیمات اسلام، لااقل به یکى از تعلیمات اسلام توجه کنند و آن اینکه "إِنَّ الْانْسَانَ لَیَطْغَى، أَن رَآهُ اسْتَغْنَى ". تا تزکیه نشدهاید، علم براى شما خطرناک است؛ خطرناکتر از هر چیزى. تا تزکیه نشدهاید، مقام براى شما خطرناک است و شما را به هلاکت دنیایى و اخروى مىکشاند. کوشش کنید که از این روزى که بعثت شروع شده است، از آن وقتى که بعثت شروع شده است و امروز سالروز این بعثت بزرگ است و این نعمت عظیم الهى است، توجه کنید که بعثت براى چه بوده، انگیزه بعثت چه بوده است و اگر کسى تخلف کند از انگیزه بعثت، چه خواهد شد.(14)
پی نوشت:
1) صحیفه امام، ج 12، ص 419
2) صحیفه امام، ج 12، ص 419
3) صحیفه امام، ج 14، ص 386 - 388
4) صحیفه امام، ج 9، ص 334 - 335
5) صحیفه امام، ج 14، ص 388
6) صحیفه امام، ج 14، ص 388 - 389
7) صحیفه امام، ج 14، 389 - 390
8) صحیفه امام، ج 17، ص 434 - 435
9) صحیفه امام، ج 17، ص 527 - 528
10) صحیفه امام، ج 19، ص 284
11) صحیفه امام، ج 17، ص 187 - 188
12) شرح چهل حدیث، ص 512
13) صحیفه امام، ج 7، ص 530 - 531
14) صحیفه امام، ج 14، ص 391 - 393
نسخه PDF :

|
بدون برچسب
درجه 0/5 (0%) (0 رای)
قبل از ارسال نظر: