![]() |
آخرين فيلم
هواپیمای رادار گریز RQ-170
اللهم الرزقنا الشهادةفي سبيلك
شما نيز مي توانيد در راستاي هدف والاي نشر فرهنگ و معارف دفاع مقدس از راههاي زير ياري رسانيد :
شما از طريق اين صفحه ميتوانيد به راحتي با ما در تماس باشيد
ما دست شما را براي هرچه پربارتر نمودن اين پايگاه ميفشاريم.|
منو اصلی
جستجو
صفحات
|
بیست وهشت سال از ربوده شدن چهار شهروند جمهوری اسلامی «احمد متوسلیان ،کاظم اخوان ،سید احمد موسوی و تقی رستگار مقدم» سپری شده است. متاسفانه علی رغم گذشت بیش از ربع قرن سرنوشت آنان همچنان در هاله ای از ابهام قرار دارد که یک روند خیلی طولانی را طی کرده و نمونه های تاریخی نداشته است رکود و انفعال در گذشته کاملا مشهود است تا فضای پیگیری از هیجانی به عقلانی تغییر پیدا نکند و پرونده در روندی پیش رود که منجر به کشف حقیقت شود به جایی نمی رسیم. ![]() پنج سال پیش در اولین دیداری که با دبیر کمیته پرونده 4دیپلمات به عنوان نماینده خانواده اخوان داشتم ایشان گفتند ما ظرف 6 ماه وضعیت پرونده رامشخص می کنیم ابتدا تصورمان این بود مواضع دولت آقای احمدی نژاد با دولت های گذشته متفاوت است. سبک و سیاق سیاست اعلامی کمی تغییر کرد اما این تغییرات کوچک شگفتی مرا برنمیانگیزد اما مواضع دولت نهم و دهم را ادامه سیاستهای دولت های قبلی میدانم در این رابطه گامهایی برداشته شده است اما واقعیت این است که تغییر اساسی در روند پیگیری رخ نداده است چرا که پرونده به جای روشنی نرسیده است به نتایجی هم دست پیدا نکردیم هر آدم منصفی قبول دارد که خانواد ه ها حق دارند از سرنوشت عزیزانشان پس از بیست وهشت سال آگاه شوند. بزرگترین مانع برای این کار افراد ذینفوذ در عرصه این پرونده هستند که متاسفانه در گذشته نقش و تاثیرگذاری بیشتری نسبت به مسئولین داشته اند. در مجلس هفتم وزیر امور خارجه و اطلاعات در ارتباط با این موضوع در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی حضور یافتند و این موضوع مورد بررسی قرار گرفت اما نتیجه چه بود؟ ضمن اینکه در دولت نهم ودهم مسئولین پرونده در چند مرحله تغییر کرده اند به عنوان مثال آخرین مسئول پرونده آقای سعید لو بودند که ایشان به سازمان تربیت بدنی رفتند که هم اکنون ارتباط چندانی با نوع مسئولیت ایشان ندارد. راهحل این است که با صداقت در مورد سرنوشت این عزیزان حرف بزنند و دولت مردان با اتخاذ مواضع مبهم خانواده ها را در برزخ نگه ندارند. موضوع اصلی این است که سرنوشت آنان بایست روشن شود، چه شهادت باشد و چه انتقال به اسرائیل. دولت لبنان هم شاید برای پیگیری تلاشهایی کرده اما در واقع فکر نمیکنم که تمایل چندانی به آن داشته باشد دراینکه این چهار شهروند جمهوری اسلامی توسط نیرو های فالانژ ربوده شدند هیچ ابهامی وجود ندارد چرا که رهبران آنان در طول سالیان گذشته مکرر به این موضوع اعتراف کرده اند.اقرار «سمیر جعجع» در سال 85 مبنی بر کشته شدن چهار شهروند جمهوری اسلامی به دست نیروهای فالانژ گذشته، از صحت و سقم آن به عنوان یکی از مقامهای بلند پایه این نیروها، بازتاب گستردهیی در رسانههای خارجی و داخلی داشت. اگرچه این اقرار مسبوق بی سابقه بود و پیش از این نیز توسط بعضی نیروهای فالانژ مانند روبیر حاتم و راجی عبده تکرار شده بود اما اعلام آن بطور علنی و آشکار برای اولین بار توسط فرمانده پیشین این نیروها را نمیتوان نادیده گرفت. در سال 1369 ایلی حبیقه فرمانده بخش امنیتی نیروهای فالانژ در زمان اسارت دیپلمات های ایرانی طی یک بیانیه رسمی اعلام کرد این چهار تن به دستور جعجع به شهادت رسیده اند و جعجع نیز مدعی است مسوولیت کشته شدن آنها متوجه حبیقه است به هر حال با ترور و عدم اخذ اطلاعات حبیقه بطور رسمی پرونده بیشتر در محاق فرو رفت آنچه مسلم است جعجع در سال 1982 از رهبران اصلی و تصمیم گیرنده و با نفوذ شبه نظامان فالانژ بوده و با حبیقه در قالب یک گروه واحد عمل میکردند و عملیاتهای تروریستی بسیاری در سابقه خود دارند فالانژها پیوندهای تاریخی مستحکمی با رژیم صهیونیستی دارند و جعجع یک مهره قدیمی آنهاست قضیه ربودن این چهار تن از ابتدا یک توطئه مشترک بین فالانژها و اسراییلیها بوده است لذا در واکنش به هر حرکتی در این پرونده 28ساله باید هوشمندانه عمل کرد تا برخی از جریانات دخیل در پرونده نتوانند ما را از مسیر کشف حقیقت منحرف سازند. برای کشف حقیقت سرنوشت دیپلماتهای ایرانی باید اجزای متعدد پازل در کنار یکدیگر قرار گیرند و موضع بر اساس مستندات در یک طرح جامع حقیقت یابی شود. هویت افراد شاخص نیروهای فالانژ که در این آدمربایی و مراحل بعدی آن نقش داشته اند مشخص است باید دقت کنیم جای آدم ها عوض نشود و به سراغ آدم های اصلی برویم. دیپلماتها در سراسر دنیا از مصونیت سیاسی برخوردارند . عدم توجه اسراییل و عوامل آن به مقرارت بین المللی و زیر پا گذاشت آن یک رویه شناخته شده از سوی آنان است. جنگ طلبی، آدم ربایی و تروریسم دولتی صهیونیستها را باید بر اساس رویکردهای روانشناختی مورد پردازش قرار داد، اقدامات جنایت کارانه و جنگ طلبی صهیونیستها ناشی از ناکامی آنهاست. چرا که با مقاومت مردم فلسطین نتوانسته اند به اهداف مورد نظر خود دست یابند و نظریه ناکامی پر خاشگری در مورد این رژیم مصداق دارد و لذا زمینههای شکل گیری رفتارهای ویرانگر توسط این رژیم همواره وجود دارد، شما با رژیمی روبرو هستید که موجودیت آن از ابتدا با منازعه شکل گرفته است و به دلیل ساختار خود بدون مقاومت و فشارهای بین المللی هرگز از این فضا خارج نمیشود. این رژیم در عین حال که خود را برتر میداند سعی میکند خود را مظلوم و صلح جو نشان دهد در حالی که خود عامل اصلی جنگ طلبی، فریب ، منازعه در منطقه بوده و دارای خصلتهای غیر انسانی است. البته نباید فراموش کرد که بسیاری از اقدامات تروریستی صهیونیستها با چتر حمایتی امریکا صورت میگیرد و متاسفانه سازمانهای بین المللی از جمله سازمان ملل نیز ابزاری جهت تحقق اهداف امنیتی و استراتژیک غرب است. جعجع با سوابق وابستگی به صهیونیستها در راستای اهداف آنان گام بر میدارد..در جریان تبادل گروگانهای غربی در لبنان در سال 69 ابتدا قرار بود در روند آزادسازی که با کمک و مساعدت جمهوری اسلامی و وساطت سازمان ملل صورت گرفت سرنوشت دیپلماتهای ایرانی روشن شود اما بر اساس اطلاعاتی که اسراییل به خاویر پرز دکوئیار ارایه کرد بدون اخذ ضمانت کافی در خصوص روشن شدن سرنوشت اتباع ایرانی تمامی گروگانهای غربی در لبنان آزاد شدند در 28سال گذشته هیچ نشانهای نمیبینم که مجامع بین المللی حتی کمترین علاقهای به پیگیری موضوع داشته باشند وهمیتی نمیدهند این یک تراژدی در دنیای مدرن برای مدعیان دروغین دفاع از حقوق بشر است رژیم صهیونیستی در دنیا خیلی رسمی و در کمال پررویی تروریسم دولتی را آشکارا به کار میبرد سکوت دربارهی چنین وقایعی تنها به این معنا است که غرب چشممانش را بر روی تاریخ بسته است آمریکا در طول سالیان گذشته بهطور ناعادلانهای از گسترش اسرائیل در سرزمینهای اشغالی حمایت کرده است. نه تنها جهان بلکه خود اسرائیل و ایالات متحده هم میدانند که این حمایت و جنایتهای اسرائیل بر خلاف قوانین بینالمللی است. آمریکا همچنین از خشونتطلبیها و جنگطلبیهای اسرائیل در کشورهای دیگر هم حمایت کرده است، مثل حمله اسرائیل به لبنان که قربانی حملات اسرائیل بوده است. آمریکا حملهی اسرائیل به غزه را نیزمورد حمایت قرار داده است، حملهای که قتل به تمام معنا بود. اما اینکه چه چیزی سازمانها ی بین المللی را در مقابل این سیاستها ساکت نگه داشته، نمیدانم. اسرائیل کماکان فجایعش را در کرانهی غربی ادامه میدهد محدوده سیاست با فضیلتهای اخلاقی غرابتی ندارد چنین اندیشه تلخی راجهان سیاست از خود نشان داده است مشکل این است که سیاست فضایی برای جولان احساسات و عواطف باقی نمیگذارد به سیاست از منظر مصلحتها و چه باشدها و چه نباشدها نگاه میکنند ما در این پرونده با توجه به شواهد و قرائن موجود با دو فرضیه روبرو هستیم. فرضیه اول به شهادت رسیدن این عزیزان و فرضیه دوم انتقال آنان به فلسطین اشغالی است. در هر دو صورت شما نمیتوانید به یک فرضیه به رغم وجود شواهد قوی مخالف استناد کنید. فقدان خط مرز مشخص بین این دو فرضیه، علاوه بر پیچیدگی، باعث سردرگمی و از دست دادن انگیزه میشود. اگر چه معتقدم این معضل یعنی اثبات یا رد هر یک از دو فرضیه از مسئولیت کسی نمیکاهد. گاهی اوقات هم با داستان های ساختگی مواجه ایم این مسئله عادی شدن اتفاقیاست که 28سال پیش رخ داده و بسیاری از روی تکرار آن را ملالآور میپندارند به عنوان مثال به مصاحبه ای که توسط حجتالاسلاموالمسلمین اختری، سفیرسابق جمهوریاسلامیایران درسوریه، که از قدیمیترین سفرای کشورهایخارجی در اینکشور بوده که در زمستانسال1375در محل سفارتایران دردمشق انجامدادند، درباره وضعیت گروگانهایایرانی درلبنان، سخنانی اظهارداشتهاند که جای بسیتأملدارد . سفیرایران دردمشق، همواره یکی از بانفوذترین شخصیتهایایرانی درلبنان وسوریه بودهاست و بههمینلحاظ نمیشود به صحبتهایایشان بهچشم اظهارنظری سادهوگذرا نگاهکرد: « من برحسب اطلاعاتی که دارم وچیزهایی که از سوریها مسئولان کشورسوریه و دیگرانشنیدم، معتقدم که آنها حیاتندارند؛ برای اینکه بالاخره اگراینها حیاتداشتند، هرکسی که آنها را دراختیار داره، اینها یا درقدرت یا درضعف، میخواهدازش استفادهبکند وهمه اینمراحل که درلبنانگذشته الان. آنهاییکهگروگانهایایرانی را دراختیار داشتند، فالانژها بودند، آنهاییکه میگویند که اینها درضمن بهدستاسرائیلیهاتحویلشدهاند. اسرائیلیها بالاخره اهلمعامله هستند میخواهند معاملهکنند. اگر کسیداشته، تاحالا آوردهبود. بعدهم با حمله دولت لبنان به مناطقفالانژها وگرفتن سمیر جعجع و بههمخوردن اوضاع، بازهم اگر چیزیبود، آنهاهم آشکار میشد. مابرحسب هماناطلاعاتی که ازبعضی ازمناطقغربی ـکشورهایغربیـ ازهمین گروهسمیر جعجع اینها آوردند، البتهاینها جایی راهم آوردند که اعلامکردند که گفتن اینجا محلدفن اینها گروگان ها است. البته یکقبری، چیزی نیست. آنها میگویند که اینها گروهزیادی بودند ظاهراً تعدادزیادی از اهالیبومی بیروت نیز آنجابودهاند که همگی توسط جنایتکارانفالانژ بهشهادت رسیدهاند اینها را زدند، یعنی افرادمختلفی بودند، اینها راکشتند. اینها را ریختند توی یک گودالی ودفنکردند.» ما به لحاظ حقوقی به دادستان کل شکایت کردیم اما نتیجه ای در بر نداشت شکایت ما براین اساس بود که ربودن، شکنجه و منع ارتباط افراد با خارج، براساس اساسنامه کیفری محکمه بینالمللی یوگسلاوی سابق (رواندا) و مسئله پنهان کردن اتباع یک کشور بر اساس اساسنامه کیفری رم جرم بینالمللی محسوب میگردد و نقض ماده 25 کنوانسیون وین راجع به مصونیت دیپلماتیک است. همچنین به موجب قوانین کشور ماده 621 قانون مجازات اسلامی قانون تشدید مقابله با اقدامات تروریستی مصوب 10/8/68 در خصوص ربودن اتباع ایرانی توسط خارجیانl آراء شماره 46-824/1351 و 41173/1348 هیئت عمومی دیوان عالی کشور در ارتباط با آدمربایی قانون صلاحیت دادگستری جمهوری اسلامی برای رسیدگی به دعاوی مدنی علیه دولتهای خارجی مصوب 1378و مصوبه مورخ 26/3/81 مجلس شورای اسلامی که به قوه قضاییه اجازه داده تا شعبه یا شعبی را برای رسیدگی به شکایات مربوط به جنایات جنگی، کشتار جمعی و تعدیات ناشی از نژاد پرستی و ضد بشری اختصاص دهد، خواهشمند است دستور فرمایید برای پیگیری دائم و جستجوی مستمر تا مشخص شدن همه ابعاد و جوانب مسئله و رفع ابهامات،اقدام لازم به عمل آمده و عاملان، مسببان و مباشران جنایت ربودن و سلب آزادی برادرمان کاظم اخوان علاف تحت تعقیب و مجازات قرار گیرند. نتوانسته ایم در 28 سال گذشته از این پرونده رمز گشایی کنیم. به هر حال آنچه که اتفاق افتاده در خلاء وقوع نیافته و کشف حقیقت این ماجرا غیر ممکن نیست به شرط اینکه به دنبال حقیقت باشیم اما اطلاعات ناکافی، غیرقابل اتکاء و دستهبندی نشده و حتی خارج از دسترس، بر مشکلات پرونده افزوده است و مادامی که ابعاد این مسئله به همین شکل در ابعاد مختلف ناشناخته بماند، پیگیری وضعیت 4 نفر مورد اقبال مسئولین و رسانهها قرار نمیگیرد. بنابراین اگر خواسته باشیم موضوع را مورد بررسی و تحلیل قرار دهیم، الگوی رفتاری مسئولین پرونده یکی از شاخصهها و نشانههای پیگیری پرونده محسوب میشود و علاوه بر آن باید به افراد تاثیرگذار و فضای حاکم توجه داشت راه برونرفت از مشکل مربوط به پیگیری وضعیت این عزیزان تشکیل کمیته یا کمیسیون حقیقتیاب و یا کمیته تحقیق است چه کسانی مانع از تشکیل کمیته حقیقت یاب شده اند و از آن چه سودی برده و می برند؟ دولتها آمده اند و رفته اند پدران و مادران این عزیزان در سالهای چشم انتظاری پر کشیدند و رفتند اما بدانید که فراموش شدگان ، فراموش کنندگان را هرگز فراموش نمی کنند. شاهرخ سلطان احمدی- نماینده خانواده کاظم اخوان در پیگیری چهار دیپلماتدرجه 0/5 (0%) (0 رای)
|
قبل از ارسال نظر: