دفاع مقدستقویم ایام,تقویم دفاع,
چهارشنبه، 25 دي، 1387
2302
mojahedat
مقدمه
یکی از معروفترین و به یاد ماندنیترین عملیاتی که در دوران دفاع مقدس صورت گرفته است و توانسته ذهن بسیاری از رزمندگان اسلام را به خود مشغول نماید، عملیات کربلای 5 است. این عملیات در تاریخ 19 دی ماه سال 1365، حدود یک سال و نیم قبل از پایان جنگ تحمیلی در منطقه غرب شهر خرمشهر و در محور شلمچه به سوی بصره انجام شد.
حال که حدود بیست و سه سال از سپری شدن و انجام عملیات کربلای 5 و نیز بیش از بیست سال از زمان پایان یافتن جنگ تحمیلی میگذرد، فرصت مناسبی است تا برخی از کمتر گفتهها و کمتر شنفتهها درباره مسائل جنگ از ابعاد گوناگون مورد ارزیابی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد. در این بررسی میبایستی در کنار بحث از پیروزیها، رشادتها، شجاعتها و فداکاریهایی که بسیار مهم و غرور آفرین است، سایر اتفاقات، مسائل و مشکلات مربوط به هر دوره از جنگ، وضعیت و شرایط دشمن، فشارهای وارده بر رزمندگان اسلام و بر مردم کشور و نیز ارزیابی و تحلیل هر عملیات به صورت جداگانه و نیز مجموعه نبردها در کنار یکدیگر، صورت گیرد تا وقایع و حوادث جنگ، بهتر و واضحتر برای همگان و علاقمندان روشن شود. تاکنون، در اکثر مطالب انتشار یافته، بیشتر به شکل عاطفی و حماسیِ جنگ پرداخته شده است و کمتر ابعاد گوناگون و مؤلفههای مختلف هر عملیات به شکل تحلیلی و عمیق مورد بررسی، ارزیابی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. در این نوشتار سعی شده است که به نقاط قوت و ضعف شرایط تصمیم گیری در مورد اجرای عملیات کربلای 5 پرداخته شود و برخی از مشکلات آن مورد اشاره قرار گیرد و به شرایط سخت آن دوران، نگاهی هر چند مختصر، افکنده شود.
چکیده
در سالهای پایانی جنگ تحمیلی، توان رزمی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، فقط امکان انجام یک عملیات بزرگ را میسر میساخت. زیرا توان اقتصادی و پشتیبانی کشور اجازه نمیداد که بیش از سالی یک بار، عملیاتی تعیین کننده و بزرگ انجام شود. از سال 1362 به بعد، معمولاً امکانات و تجهیزات لازم برای اجرای یک عملیات جمع آوری میشد و همه نیروها، بسیج میگردیدند تا یک عملیات بزرگ برنامهریزی و تدارک شود.
در این سال ها، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به عنوان تنها قدرت تهاجمی جمهوری اسلامی ایران، قادر بود تا سالانه حدود یکصد تا یکصد و پنجاه گردان نیروی آفندی را از بین مردم داوطلب سازماندهی نموده و با کمک آنها یک نبرد بزرگ را انجام دهد. لازم به ذکر است که بهترین شرایط برای بسیج نیروهای مردمی در پاییز و زمستان هر سال بود. در آن زمان قدرت تهاجمی ارتش بعثی، معمولاً دو برابر توان آفندی رزمندگان اسلام بود.
عملیات کربلای 5 یکی از سختترین و دشوارترین عملیات دوران جنگ تحمیلی است که در 19 دی ماه سال 1365 هجری شمسی طرحریزی و اجرا گردید. بخشی از این عملیات که به نام کربلای 4 خوانده میشد به دلیل عدم موفقیت و هوشیاری دشمن در ابتدای اجرا، کنار گذاشته شد و محور اصلی عملیات که از شلمچه به سمت بصره بود، انجام شد.
تدارک گسترده برای تأمین نیروهای داوطلب
از آنجا که طرح ریزی و اجرای هر نوع عملیاتی در جنگ با شرکت و حضور نیروهای داوطلب بسیجی امکان پذیر میبود، بنابراین قبل از شروع و اقدام به انجام عملیات کربلای4، تبلیغات گستردهای صورت گرفت تا بتوان نیروی رزمنده مورد نیاز این عملیات را فراهم آورد. در توجیه فراخوان عمومی به مردم وعده انجام یک عملیات سرنوشت ساز داده شد. با تلاشهای فراوان صورت گرفته، سپاهِ یکصد هزار نفریِ حضرت محمد (ص) برای انجام این عملیات بزرگ از بسیجیان داوطلب مردمی عازم جبهههای جنگ شدند. لازم به ذکر است که در آن روزها، اقبال مردم برای رفتن به جبهههای جنگ کاهش یافته بود؛ به گونهای که برخی از مسئولان عالی رتبه کشور معتقد بودند که سپاه قادر به جمع کردن دو هزار نفر از مردم هم، نیست. این در حالی بود که طرح ریزی و انجام یک عملیات بزرگ نیاز به حضور دهها هزار نفر از بسیجیان داوطلب داشت تا بتوان گردانهای رزمی مورد نیاز را با کمک آنان سازماندهی نموده و واحدهای تهاجمی را برای شکستن خطوط مستحکم دشمن و انهدام وی شکل داد. بدین منظور واحد بسیج مستضعفین سپاه، دست به ابتکار جدید زد و اعزام سپاه یکصد هزار نفری حضرت محمد (ص) را برای هفته بسیج سال 1365 در سالگرد تأسیس بسیج در روز 5 آذر در دستور کار خود قرار داد. برای تشویق مردم به حضور گسترده در جبهههای جنگ، 21 هزار پایگاه مقاومت بسیج که در آن سال در سراسر کشور، توسعه یافته بودند مأمور شدند تا با تماس و ارتباط با مردم، چنین نیرویی را فراهم آورند. حجت الاسلام محمد علی رحمانی که در آن ایام مسئولیت واحد بسیج سپاه را برعهده داشتند میگویند که با تفأل بر قرآن، این سپاه به نام حضرت محمد (ص)، خوانده شد زیرا در مراجعه به قرآن مجید سوره محمد (ص) آمده بود. در آن سال حضرت امام خمینی از اینکه یکبار دیگر مردم با حضور گسترده خود در جبهه ها، توانستند قدرت جدیدی را بیافرینند اظهار رضایت نموده و مسئولین مربوطه را دعا میکردند.
نگاهی به روند برنامه ریزی و اجرای عملیات کربلای 4
از اوایل سال 1365 که پاتکهای دشمن در منطقه عملیاتی والفجر8، دفع گردید و مثلث فاو به طور کامل تثبیت شد، نیاز به تعیین یک راهبرد جدید نظامی برای کشور بود تا بتوان براساس آن، سلسله عملیاتی را طراحی نمود تا دشمن را به زانو درآورد. در آن زمان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که تنها توان و قدرت و بازوی تهاجمی ایران بود میتوانست سالانه یک عملیات بزرگ را برنامه ریزی و اجرا نماید. بدین منظور معمولاً سپاه سالانه بین 100 تا 150 گردان رزمی را آماده میکرد و در تابستان و پاییز تعداد عملیات کوچک و محدود و در فصل زمستان یک عملیات بزرگ را به ثمر میرساند. طبیعتاً چنین شیوهای که دشمن با آن آشنا شده بود نمیتوانست راهکار اساسی برای تعیین تکلیف جنگ باشد. بنابراین راهکار اساسی برای مقابله با تاکتیک پاتکهای سنگین دشمن، پس از انجام یک عملیات از سوی رزمندگان اسلام و نیز غافلگیر کردن دشمن نسبت به محور تلاش اصلی تهاجم قوای اسلام، حمله به مواضع وی از چند محور و هر محور با استعدادی حدود 100 گردان تهاجمی بود. سپاه در چنین شرایط پیشنهاد کرد تا برای تصرف بصره نیرویی بیش از 400 گردان آماده شود. البته این طرح به دلایل مشکلات اقتصادی کشور، مورد موافقت مسئولین کشور قرار نگرفت و در نهایت قرار شد تا برای انجام عملیات سرنوشت ساز سال 1365، حدود 250 گردان رزمی آماده گردد.
اهداف عملیات کربلای 4
در همه دوران جنگ تحمیلی، رسیدن به شهر بصره، به دلیل اهمیت سیاسی و نظامی آن، جزء اهداف قوای نظامی ایران به شمار میرفته است. عملیات کربلای 4، در تلاش بود تا با عبور یگانهای رزمی از اروند از یک سو و حمله از محور شلمچه به عنوان یکی از معابر وصولی به شهر بصره، بخشی از اهداف عملیات بیت المقدس در سال 1361 را که به دلیل کمبود نیرو و توان رزمی، نتوانسته بود به آن دسترسی پیدا بکند، تحقق بخشد. در چنین شرایطی برنامه ریزی برای انجام عملیات کربلای4 به منظور رسیدن به «شرق بصره و منطقه تنومه» در محدوده سپاه سوم ارتش بعثی از یک سو و «عبور از اروند رود و رسیدن به منطقه زبیر» در محدوده سپاه هفتم ارتش بعثی از سویی دیگر در دستور کار قرار گرفت. عملیات کربلای 4 در تاریخ سوم دی ماه سال 1365 در منطقهای به عرض حدود 40 کیلومتر از پاسگاه زید عراق تا تقاطع رودخانههای اروند و کارون، انجام پذیرفت. برنامه این نبرد، عبور رزمندگان اسلام از اروند رود، در جنوب شهر خرمشهر و مقابل شهر آبادان و آن سوی جزیره مینو، طرح ریزی شده بود و قرار براین بود تا منطقه جزیره ام الرصاص و ابوالخصیب واقع در 12 کیلومتری جنوب بصره، به تصرف قوای ایران درآید و در نهایت رزمندگان اسلام، بتوانند خود را به منطقه زبیر برسانند. محور اصلی تک در این عملیات، عبور از اروند رود بود و محور شلمچه و پنج ضلعی به عنوان محور تک پشتیبانی، در نظر گرفته شده بود.
اقدامات دشمن
غافلگیر شدن ارتش بعثی در عملیات والفجر 8 که حدود یک سال قبل ازآن، از سوی لشکرها و تیپهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی انجام شده بود، باعث شده بود تا دشمن تدابیر و اقدامات لازم را برای کشف مکان و زمان عملیات بعدی جمهوری اسلامی ایران به کار گیرد. ارتش بعثی در این راه از تصاویر ماهوارهای و از عکسهای هوایی هواپیماهای آواکس آمریکایی، مستقر در کشور عربستان و نیز از نفوذ جاسوسی سازمان منافقین، بهره میبرد. فرماندهان ارتش بعثی پس از انجام یک بازرسی میدانی، در آذر ماه سال1365 از خطوط مقدم جبهه در اروند رود، امکان عبور رزمندگان اسلام از اروندرود را منتفی دانسته و با توجه به تجربیات بدست آمده از عملیات والفجر 8 و نیز تمرکز قوای ایران در شلمچه و در حاشیه اروند رود، احتمال عملیات نیروهای ایرانی را در این منطقه و نیز منطقه هورالهویزه، متصور میدانستند. لازم به ذکر است که سپاه هفتم ارتش بعثی که در حاشیه اروند رود مستقر بود، با استفاده از تجربیات عملیات فاو، روشها و تاکتیکهای جدیدی را برای مقابله با عبور غواصان از اروند رود و نیز شکستن خطوط اول خود، ابداع کرده که آنها را در زمان اجرای عملیات کربلای 4 علیه قوای اسلام، بکار گرفت.
تاکتیکهای ارتش بعثی
تاکتیک مهم دشمن برای ممانعت از عبور رزمندگان اسلام از اروند رود، عبارت بود از
1-کسب هوشیاری مداوم نسبت به تحرکات رزمندگان اسلام از طریق جمع آوری اطلاعات از برنامههای قوای اسلام با کمک عکسهای هوایی، شنود مخابراتی و مشاهده فعل و انفعالات جبهه خودی از طریق دکلهای دیده بانی و بازجویی از اسرا.
2-پرتاب مرتب منورهای مختلف به منظور روشن نمودن فضای اروند رود در شب
3-تیراندازی مداوم از طریق تیربارهای مستقر در خط اول خود در کنار اروند رود بر روی رودخانه به منظور جلوگیری از حرکت غواصها
4-زیر آتش قرار دادن عقبه گردانهای خط شکن با آتش سلاحهای مختلف.
هوشیاری و آگاهی دشمن
از دو هفته قبل از عملیات کربلای4، قرارگاه خاتم الانبیاء (ص) ـ مرکز عملیات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ـ که در محلی به نام فاطمیه مستقر بود، احساس کرده بود که دشمن تا حدی از انجام این عملیات با خبر شده است. سردار احمد سوداگر در مصاحبه با پایگاه اینترنتی بازتاب، در هفته دفاع مقدس سال 1385 میگوید: من در حین عملیات کربلای5،کالکی را از یکی از سنگرهای دشمن در جزیره بوارین پیدا کردم و نشان فرمانده سپاه دادم و گفتم که این کالک، نقشه عملیات خودمان و مربوط به طرح عملیاتی کربلای 4 است که به زبان عربی نوشته شده است. در آن هنگام یکی از کالکهای خودمان نیز همراهم بود و آن را در کنار کالک پیدا شده گذاشتم و دیدم بسیار شبیه به هم هستند. در کالک پیدا شده، نام همه لشکرها و یگانهای عمل کننده سپاه در عملیات کربلای 4، نوشته شده بود. مفهوم یافتن آن کالک از سنگر دشمن، این بود که در عملیات کربلای4، فردی، اطلاعات را برده و به ارتش بعثی داده است. البته بعداً معلوم شد که این کالک، نقشه مربوط به برنامه ریزیهای دو دوره پیش از طراحی نهایی عملیات کربلای4 است و 3 ماه با تصمیم نهایی و نقشه قطعی عملیات فاصله دارد.
شب عملیات وقتی که نبردها آغاز شد و یگانها برای شکستن خط اول دشمن دست به کار شدند، معلوم شد که واحدهای دشمن، هوشیار وآماده رویارویی با رزمندگان اسلام بوده و کاملاً مجهز و مهیا برای درگیری میباشند. در واقع میتوان گفت که ارتش بعثی به تاکتیک ویژه این عملیات که عبور غواصان خط شکن از بین دو جزیره ام الرصاص و ام الطویل و رسیدن به ساحل جنوبی اروند رود را متوجه شده بود. با آغاز تهاجم قوای اسلام، ارتش بعثی بلافاصله علیه رزمندگان اسلام وارد عمل شد و پاتکهای خود را آغاز کرد. صدام، این ضد حمله را حصاد الاکبر یعنی «دروی بزرگ» نامگذاری کرد.
ناکامی عملیات کربلای 4
فرمانده کل سپاه، پس از اطمینان از اینکه ادامه عملیات و تهاجم، موفقیت چندانی را در پی نخواهد داشت علیرغم اینکه برخی از یگانها توانسته بودند تا از اروند رود عبور کرده و تا حدی جلو بروند و خطوط اول دشمن را شکسته و حتی قسمتی از منطقه ابوالخصیب را نیز تصرف کرده بودند، ادامه عملیات را متوقف کرده و در اوایل صبح به نیروها دستور بازگشت داده شد و تا اندکی گذشته از بعدازظهرِ روز اول عملیات، همگی لشکرها و تیپهای تک کننده، به مواضع قبلی خود بازگشتند.
دلایل عدم موفقیت عملیات کربلای 4
به نظر میرسد که این عملیات به علل و دلایل ذیل با ناکامی مواجه شد.
1- نَشت اطلاعاتی و تلاش دشمن جهت کسب آگاهی از نیروهای خودی از طریق برخی افراد جاسوس
2- اخبار و اطلاعاتی که دشمن از ماهوارههای خارجی دریافت میکرد.
3- پی بردن دشمن به تاکتیکهای قوای ایران در عبور از رودخانه و نحوه ی شکستن خط و حمله به مواضع دشمن
نکات فوق را میتوان از عمده عوامل عدم موفقیت در عملیات کربلای 4 به شمار آورد. بدین ترتیب، عملیات یک روزه کربلای 4، بدون نتیجه قابل قبول و به منظور کم شدن تلفات خودی متوقف شد و از ادامه تک توسط سایر یگانهای دنبال پشتیبان جلوگیری به عمل آمد.
لازم به ذکر است که در آن زمان، برای شناسایی، برنامه ریزی و طراحی عملیات کربلای4، و نیز برای بازسازی و تجهیز لشکرها و تیپهای سپاه، بیش از هشت ماه وقت صرف شده بود تا آمادگی لازم برای اجرای عملیات به وجود آید. از سوی دیگر برای انجام این عملیات 270 گردان نیروی رزمی از سوی سپاه تدارک دیده شده بود که به دلیل متوقف شدن عملیات، حدود 210 گردان آن هنوز وارد عمل علیه دشمن نشده بودند.
روند تصمیمگیری برای انجام عملیات کربلای 5
ناکامی در عملیات کربلای 4، به شکل نا مطلوبی موقعیت برتر جمهوری اسلامی ایران را که با فتح فاو حاصل شده بود، تحت تأثیر قرار داد. شاید اگر عملیات کربلای4 در تاریخ 3/10/65 که بر آن، نام «عملیات سرنوشتساز» نهاده بودند موفق میشد، عملیاتی به نام کربلای5 در منطقه شلمچه، صورت نمیگرفت. معمولاً ناکامیها، شکستها، عدم پیروزیها، مشکلات و پیچ و خمهای موجود بر سر راه هر عملیات، برخی از رزمندگان و مسئولین جبهههای نبرد را منفعل، بعضیها را عصبانی و ناراحت و برخی را به فکر فرو میبرد و آنها را برای حرکت و اقدام آینده، وادار بهاندیشیدن و تفکر میکند. آنها اقدامات و تلاشهای گذشته و تحولات نبردهای انجام شده را مورد بررسی قرار داده، نقد میکنند و با ارزیابی نقاط قوت و ضعف عملیات نا موفق و ناکام انجام شده، راهی را برای رسیدن به پیروزی در آینده میجویند.
اقدامات فریب و برنامه ریزی مجدد
پس از ناکامی در عملیات کربلای4، تصمیم بر آن گرفته شد که با انجام اقداماتی، به دشمن نشان داده شود که عملیات اصلی سالانه ایران، همین نبرد بوده و آن هم به شکست انجامیده است. البته همین طور هم بود و دشمن هم درست فهمیده بود. ولی دشمن متوجه نشد که ایران درصدد است که از این شکست و از این عدم موفقیت، به عنوان مقدمهای برای یک پیروزی جدید در طراحی عملیات آینده استفاده کند. تبلیغات ایران هم در آن زمان، برای به اشتباهانداختن دشمن، این عملیات را نبردی میخواند که ضربات مهلکی بر دشمن وارد کرده و آن را تهاجمی مهم و تعیین کننده به شمار میآورد. سپاه در این شرایط، بلافاصله خود را برای طراحی مجدد و اجرای عملیات، در نیمی دیگر از منطقه عملیاتی نبرد کربلای4 یعنی از محور شلمچه تا کانال ماهی، خود را آماده میکرد. بلافاصله پس از پایان گرفتن عملیات کربلای 4 که در آن شصت گردان از نیروهای رزمنده، وارد عمل شدند، فرمانده کل سپاه سه تن از فرماندهان را به پایگاه هوایی امیدیه که فرمانده جنگ حجه الاسلام و المسلمین آقای هاشمی رفسنجانی در آنجا مستقر بود اعزام و به ایشان اعلام نمود که سپاه ظرف ده روز آینده در منطقه شلمچه وارد عمل خواهد شد گرچه در آن زمان بسیاری از فرماندهان لشکرهای سپاه، درباره موفق بودن یک عملیات گسترده در شلمچه دچار تردید بوده و از سوی دیگر برای آماده کردن واحدهای خود، نیاز به زمان داشتن ولی بلافاصله پس از خاتمه عملیات کربلای 4، طرح چگونگی انجام مانور در منطقه شلمچه تعیین و به آنها اعلام گردید. بنابراین در واقع میتوان گفت که عملیات کربلای5، مرحله دوم و یا نیمه دیگر عملیات کربلای4 بود.
ضرورت انجام عملیات کربلای 5
انجام عملیات کربلای 5، میتوانست تا حدودی بحران روحی ناشی از عدم موفقیت و ناکامی در عملیات کربلای 4 را جبران نموده و آن را پشت سر بگذارد. از سوی دیگر در آن زمان، دشمن بطور مرتب به مراکز صنعتی کشور، نیروگاههای برق، کارخانه ها، ایستگاههای راه آهن و قطارها و پادگانهای نظامی، حملات هوایی انجام میداد، به طوری که شرایط به گونهای شده بود که اکثر نیروگاههای برق کشور با نیمی از ظرفیت خود کار میکردند. کمبود برق باعث شده بود که مردم اکثر نقاط کشور روزانه حدود سه ساعت برق نداشته باشند کمبود برق موجب مشکلاتی برای کارخانجات از جمله برای کارگاههای ساخت قایقهای مورد نیاز جبهههای جنگ شده بود رفتن برق بعضاً موجب قطعی آب نیز میگردید. بمبارانهای دشمن ادامه داشت. در حملات هوایی به پایگاه هوانیروز باختران حدود چهل بالگرد نظامی خسارات جدی دیده و 9 خلبان شهید شدند هر روز کشتیهای ایران در خلیج فارس مورد حمله قرار میگرفتند حملات ارتش بعثی به مناطق مسکونی و به مردم بی پناه به طور بیسابقهای افزایش یافته بود و جنگ شهرها ادامه داشت. در این شرایط، فشار برای انجام یک عملیات بزرگ در جبهههای جنگ به منظور پاسخ دادن به شرارتهای دشمن، بر روی رزمندگان اسلام زیاد بود. نظر امام خمینی بر این بود که هر کجا میخواهید عمل کنید ولی به دشمن زمان ندهید بنابراین کشور و شرایط جنگ، در آن زمان، نیاز به یک عملیات موفق بزرگ داشت تا هم قوای دشمن در مواضع پدافندی باقی بمانند و هم بتوان با یک پیروزی نظامی، راه را برای تلاشهای سیاسی مسئولان کشور، جهت پایان دادن به جنگ تحمیلی باز کرد و هم بتوان با انجام یک عملیات بزرگ در جبهههای جنگ، پاسخی به تهاجمات دائمی دشمن در حمله به تأسیسات نفتی ایران و نیز به مردم بی پناه در شهرهای مختلف کشور داد. لازم به ذکر است که در اوایل سال 1365 در ارزیابی وضعیت دشمن،
فرماندهان سپاه به این نتیجه رسیدند که اگر جمهوری اسلامی ایران پس از تصرف فاو نتواند گامهای بلندتری برداشته و عملیات وسیعتر و گستردهتری را نسبت به عملیات والفجر8 انجام دهد ارتش بعثی با تمرکز قوای خود به مواضع رزمندگان اسلام حمله خواهد کرد و جنگ جدیدی را در جبهههای زمینی آغاز خواهد کرد.
وضعیت دشمن پس از پایان عملیات کربلای 4
با تجزیه و تحلیلی که از شرایط و وضعیت دشمن، صورت گرفت، اینگونه جمع بندی شد که:
1- رژیم صدام تصور میکند که عملیات کربلای 4 تنها عملیات بزرگ ایران در سال 1365 بوده که ناکام مانده است. بنابراین نیروهای دشمن در آرامش نسبی به سر میبرند.
2- با اطلاعات کسب شده از دشمن مشخص شد که ارتش بعثی فرمانده هان خود را به مرخصی فرستاده و خیالش از ادامه نبرد راحت شده است. به طوری که گفته میشد که در برخی از یگانهای دشمن تا 40 درصد سربازان و نظامیان آن به مرخصی رفتهاند.
3- با توجه به اینکه دشمن به خاطر انجام عملیات کربلای 4 همه نیروهای احتیاط خود را در منطقه عملیاتی کربلای 4 و در جنوب اروند رود مستقر کرده است، بنابراین چنانچه از سوی رزمندگان اسلام، عملیات جدیدی در منطقه شلمچه صورت گیرد، انتقال این نیروهای دشمن به منطقه جدیدِ درگیری، زمان بر خواهد بود و ارتش بعثی، حداقل به دو هفته زمان برای این جابجایی، نیاز دارد. لازم به ذکر است که در آن هنگام، نشانها و علایمی حاکی از جابجایی این نیروها به منطقه عملیاتی کربلای 5 یعنی محور شلمچه وجود نداشت.
نسخه PDF :

|
بدون برچسب
درجه 0/5 (0%) (0 رای)
قبل از ارسال نظر: